پس از اصرار برخی رسانه ها به دیدار سید محمد خاتمی با جورج سوروس، دفتر وی برای دومین بار چنین دیداری را تکذیب کرد.
دفتر سید محمد خاتمی با انتشار اطلاعیه ای ادعاهای مطرح شده در روزنامه کیهان و ایرنا را رد کرد. در این اطلاعیه که با عنوان «اصرار رسانه های مدعی ولایت مداری بر دروغ پردازی، پس از خطبه های نماز عید فطر» صادر شده، آمده است: با تأسف فراوان هر روز شاهد ادعاهای بی اساس نسبت به شخصیت های انقلاب و کشور و افراد و شهروندان و ایراد تهمت های ناروا به آنان هستیم. این امر اگرچه تازگی ندارد ولی اصرار بعضی محافل و رسانه ها بر این اقدام زشت، بعد از بیانات روشن رهبری معظم در خطبه نماز عید فطر درخور تأمل است و نشان دهنده میزان صداقت دروغ پردازان در ادعای پیروی از رهبری است.
آنچه به نقل از فردی به نام جرج سوروس در پاره ای مطبوعات و رسانه ها آمده یا تیتر سازی شده است اساساً فاقد صحت است.
سید محمد خاتمی نه این شخص را می شناسد و نه طبعاً در داووس یا جای دیگری با ایشان دیدار و گفت و گوی شخصی یا مشخصی داشته است. البته در مجامع فراوان بین المللی که ایشان شرکت یا سخنرانی کرده اند شنوندگان فراوان داشته است و مطالب بیان شده توسط ایشان کاملاً روشن است و مسؤولان عالی رتبه نیز مرتباً چه به صورت مکتوب و چه شفاهاً در جریان قرار گرفته اند. همچنین متن سخنان و مصاحبه ها و مطالب ایشان نیز در رسانه های جهانی و ایرانی به موقع منعکس شده است.
گرچه این دروغ پردازی ها و تهمت زنی ها در وجدان بیدار مردم شریفی که اسلام و ایران و آزادی و پیشرفت و حرمت انسان را می خواهند، بی اثر بلکه دارای اثر معکوس است، ولی از بداخلاقی در جامعه و نظامی که باید مهمترین شاخصه آن راستی و اخلاق باشد به خدا پناه می بریم!!








به گزارش خبرنگار پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلماننیوز»، در ابتدای این نمایش و در حالی که حضور رئیس دولت اصلاحات به شدت مورد استقبال تماشاگران و حاضران قرار گرفته بود، سید جواد هاشمی ضمن خیر مقدم به سید محمد خاتمی از ارادت دیرینهاش به او گفت و چند قطعه شعر از سرودههایش در مدح روش و منش خاتمی را قرائت کرد.
این هنرمند کشورمان درباره تشریح ویژگیهای نمایش «فرزند عدالت» اظهار داشت:« از کودکی یاد گرفتم که خواستههایم در قبال دیکتاتوری را با زبان نمایش بازگو کنم.»
در ادامه سید محمد خاتمی ضمن تمجید از سید جواد هاشمی و آثارش، از او به عنوان هنرمندی که توانسته است میان دفاع مقدس و هنر ارتباط شایستهای برقرار کند قدردانی کرد.
رییس جمهور سابق کشورمان در پایان گفت:«عرصه زندگی چون صحنه نمایش پر از فراز ونشیب و تاریکی و روشنی است اما آنچه مسلم است این است که" پایان شب سیه سپید است".»
سید جواد هاشمی در تئاتر فرزند عدالت کوشیده است شباهت های شرایط دوران علی(ع) و زمان حاضر را به نمایش بگذارد.
،متن کامل سخنرانی حجت الاسلام سیدمحمد خاتمی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد را منتشر میکنیم:
بسم الله الرحمن الرحیم
آقای رئیس !
آقای دبیر کل و حضار محترم !
چراغ
هستى آدمى با تمنای رستگاری روشن بوده و هست وجوهر قیام پیامبران الهى و
نیز موضوع آموزش حکیمان و مربیان برجسته بشر نیز چیزی جز رستگاری نبوده
است .
با اینهمه آنچه در ساحت پیدای تاریخ ، دل را مى آزارد، محرومیت و سیاه بختى آدمیان است محرومیت زنان و مردان و کودکانى که تحت تاثیر هوای قدرت های حاکم بوده و سیاه بختى حاکمانى که ازشفقت و همدلى با مردم خود محروم بوده اند و نظام داخلى و حتى حکومت خوب در تاریخ ، دولت مستعجل بوده است .
شگفتا که کسانى به بهانه رستگاری مردم ، گاه بر اندیشه و اراده آدمیان لجام زده اند وآزادی آنان را سرکوب کرده اند و گاهى دیگر رستگاری را در برداشتن هر گونه لجامى از کام هوس سیری ناپذیرانسان و قربانى کردن عقل و عشق در پای معبد هوس تفسیر کرده اند.گاه به نام آزادی ، عدالت پایمال شده است و گاه دیگر به بهانه عدالت ، آزادی از میان رفته است و در نتیجه بشر ، هم از آزادی عادلانه و هم از عدالت آزادانه محروم مانده است . از آن روز که کسانى علم حقیقى را آن دانستند که توانایى بیاورد نه آنکه قدرت را مهار کند چند قرن بیش نمى گذرد. در این مدت به جای آنکه علم در خدمت رستگاری انسان و اعتلای شخصیت او باشد، در بیشتر موارد در خدمت افراد و گروههایى قرار گرفته که جز به آیین سود و فایده نمى اندیشند. در این چند قرن ، علاوه بر پیشرفتهای بزرگى که نصیب بشر شده است و بزرگ هم هست ، انسان بیش ازهمیشه طعم تلخى و تبعیض را چشیده است .
هم اکنون بازماندگان دو جنگ جهانى که ویرانگری آن بیشماربوده است در میان ما به سر مى برند و به رغم تاسیس سازمان ملل متحد که از دستاوردهای مثبت بشری است ،از صلح واقعى مبتنى بر عدالت کمتر اثر مى بینیم . وضعیت در جهان عقب نگه داشته شده اسفبارتر است و بسیاری از مردم این بخش جهان دچار قحطى ، بى سوادی و بیماری و برخى در بند حکومت هایى هستند که حتى زحمت تظاهر به مردمى بودن و پیروی ازموازین دموکراسى را به خود نمى دهند و محرومیت از پشتیبانى ملتهای خود را با وابستگى به قدرت های سودجو و سلطه گر جبران مى کنند.حکومت های سرکوبگر وابسته ، امکان تجربه مردم سالاری را از مردم مى گیرند و با ادامه سرکوب و ترور ،فرهنگ خشونت را در جامعه حکم فرما کرده ، خواسته یا ناخواسته مخالفان خود را به استفاده از زور وخشونت تشویق مى کنند . و لذا در این باب ، ملامت در درجه اول متوجه قدرت های تحمیل کننده این نظام هاو حمایت کننده از این حکومت هاست که حتى سازمانهای جاسوسى آنها به کارنامه زشت براندازی حکومت های ملى و حمایت از رژیمهای غیر مردمى مباهات مى کنند.این تصویر از جهان ، زشت و چندش آور است و تا روزی که حکیمان و خردمندان زمام امور را از دست سیاستمداران کم خرد و آزمند در نیاورند، نمى توان یکباره این تصویر را تغییر داد ولى با اینهمه به نظر من درآن سوی سیاهى و تباهى ، در عمق تاریخ مى توان از زیباییهای اصیل سراغ گرفت و به جرات مى توان گفت که زندگى بشر در مجموع ، رو به شکوفایى معنوی و مادی داشته است از جمله در همین قرن ، مبارزات ضداستعماری و حرکت استقلال خواهى بسیاری از ملت ها را مى توان نمونه آشکاری از این پیشرفت و شکوفایى دانست .
فروپاشى جهان دو قطبى در آخرین دهه این قرن و سیرشتابان جهان و ملل خواستار تساوی به سوی احراز اقتدار و ابراز هویت در عرصه بین المللى ، گامى به پیش به شمارمى رود. رویای جهان تک قطبى و تحت قیمومیت یک قدرت ، جز پنداری باطل و نشانه عقب ماندگى صاحبان این پندار از سیر تاریخ نیست و مطمئن هستم که حتى برخى از ملت های قدرتمند چون ملت آمریکا که سیاستمدارانشان خواب جهان یک قطبى را مى بینند وبا سوء استفاده از نام پرآوازه این ملت ها همه امکانات حیثیت ملى کشورشان را در پای فزون طلبى برخى اقلیت های صاحب منافع مادی و قومى قربانى مى کنند، به این وضع رضایت نخواهند داد و رشد افکار عمومى غرب در جهت پذیرش رابطه صلح آمیز بر پایه احترام متقابل گواه این مدعاست .
اینک آقای رئیس و حضار محترم ! اجازه مى خواهم از زبان انسانى سخن بگویم که از شرق ، از خاستگاه تمدن های درخشان و از مهدپرورش پیامبران والا مقام الهى : ابراهیم ،موسى ، عیسى و محمد آمده است .من از ایران سرفراز آمده ام به نمایندگى از ملتى بزرگ و پرآوازه که از دهها قرن پیش صاحب تمدن بوده و پس از پذیرش آیین اسلام ،در تاسیس و بسط تمدن اسلامى نقش ممتاز داشته است ملتى که با تکیه بر غنای فرهنگى و انسانى خویش تند باد های سخت خودکامگى و تحجر و نیز خودباختگى در برابر دیگران را از سر گذرانده و در دوران جدید تاریخش ، پیشتاز تاسیس جامعه مدنى و نظام مشروطیت در شرق جهان بوده هرچند که در اثر دخالت بیگانگان و نیز کم تجربگى در این آزمون ، ناکامیهایى داشته است .ملتى که یکى از طلایه داران مبارزه با استعمار و منادی استقلال بوده ، هر چند نهضت ملى او با کودتای خارجى شکست خورده است و ملتى که صاحب انقلابى مردمى است ، انقلابى که نه با کودتا و زور اسلحه آتشین که با سلاح کلام و ارشاد بر رژیم کودتا پیروز شده است و درمسیر تجربه نوین خود، جنگ تحمیلى هشت ساله و فشارها و تحریم ها و تهمت های گوناگون را تحمل کرده و بزرگترین قربانى تروریسم این پدیده شوم و نفرت انگیز قرن بیستم بوده است .
هم اکنون این ملت با تکیه بر گذشته خود بى آنکه دچار ارتجاع شود به فردای بهتر مى اندیشد و راه خود را با پشتگرمى به اصول و موازینى که ریشه در هویت دینى ، ملى ، تاریخى و انقلابى او دارد و با بهره گیری از دستاوردهای مثبت تمدن روزگار، با آزمایش وخطا به سوی آینده برتر مى پیماید. انقلاب اسلامى ملت ایران به رهبری حضرت امام خمینى ، انقلاب کلام در برابر زور و سرکوب بودو مطمئنا انقلابى که براندازی اش با کلام بوده است ، در دوران ساختن و آباد کردن ، بیشتر و بهتر مى تواند متکى بر کلام ومنطق باشد و به همین جهت نیز به جای جنگ تمدن ها منادی گفتگوی میان تمدن ها و فرهنگ ها است .من از این پایگاه و از منبر سازمان ملل متحد مى گویم که على رغم سختى ها و مصیبت ها ، سیر زندگى بشر به سوی رهایى و آزادی است و این تقدیر و سنت تغییر ناپذیر خداوند است و مطمئنا بداندیشى و زشت کاری برخى از بندگان او نمى تواند تقدیر خداوندو مسیر تاریخ را دگرگون کند. آقای رئیس ! سابقه کلمه تاریخ از کلمه فلسفه بیشتر است و محور تاریخ ، انسان است و تاریخ عبارت است از بازتاب نور وجود بر جهات و شوون گوناگون آدمى و در نتیجه حقیقتى است کلى و یگانه در عین تکثر و تعدد واین یگانه هرگاه که جامه نوکند ، عهد جدیدی به ظهور مى رسد.
داوری ما درباره تاریخ ، در گرو داوری ما درباره وجود آدمى است که مدار و محور تاریخ است .((بنى آدم )) که سعدی باتاسى به روایتى از پیامبر عظیم الشان اسلام و به زیبایى هر چه تمامتر ، آنان را به عنوان عضوهای به هم پیوسته یک بدن توصیف مى کند ، در دسترس زیست شناسى و روانشناسى نیست . برای شناخت انسان باید نگاهى فیلسوفانه و متفکرانه به بشر و تاریخ بیفکنیم .آدمى از آنجا که به دست خداوند و به صورت او آفریده شده است و پروردگار از روح خویش در او دمیده است ، یک حقیقت بیش نیست و تاریخ او بیش از یک تاریخ نمى تواند باشد. دست خدا او را تاریخ و اختیار و قدرت انتخاب ، و صورت خداوند او را فرهنگ ومعنویت ، و روح پروردگار او را زندگى و جنبش بخشیده است . از اینجاست که انسان دارای تاریخ و فرهنگ و آزادی است . وحدت بشرو یگانگى تاریخ انسانى ، علاوه بر مبداء مى تواند وحدت ، غایت و نهایت نیز داشته باشد و غایت تاریخ چیزی جز فرهنگ معنوی وشرط لازم آن یعنى آزادی واقعى بشر نیست .
انسان چه در چنبر ادوار همیشه تکرار شونده هستى گرفتار باشد و چه در آنات و ایام زمان تاریخى ، و تاریخ را چه تاریخ به پیش ببرد، چه سوایق نفسانى ، چه شیوه تولید و چه قهرمان ابر مرد ، نکته مسلم آن است که فقط با اکسیر ایمان که عبارت است از (( برداشته شدن قیدهای جدید و قدیمى از دست و پای آدمى )) مى توان از دایره تکرار ازلى یا از سلطه ضرورت تاریخى به فراخنای آزادی و رهایى فراز آمد. همچنانکه با نفس حیاتبخش آزادی است که امکان انتخاب معنویت و ایمان فراهم مى شود و او مى تواند چنین بسراید که : ((چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم گردد.)) و یا (( اگر به کوه بگوید که به دریا فکنده شود چنین گردد.))با چنین فهم و تفسیر از آزادی است که مى توان از کرامت و فضیلت انسان ، هم در برابر استیلای سیاسى دولتها و هم در برابر هجوم بادهای مسموم نومیدی و سرگشتگى دفاع کرد و سیر تاریخ را به سوی آزادی دانست .تاریخ انسان ، تاریخ آزادی است و تنها فهم تاریخ به مثابه میدان تجلى آزادی است که مى تواند گذشته را بر ما مفتوح و ما را از آن بهره مند سازد، و با عزل نظر از همه نظام های فلسفى که کوشیده اند برای تاریخ معنى ، جهت و قوانین تحول بیابند، چون تاریخ بشری تاریخ آزادی است ، انسان آزاد از قیدهای تحمیلى و استثمار و استعباد اجتماعى و نیز آزاد از زنجیره غرایز تلطیف نشده حیوانى چون خشونت و درنده خویى ، طبق سرشت انسانى خود جانب حق و عدالت را خواهد گرفت و تاریخ انسان ، تاریخ شکوهمندی حق و فعلیت یافتن عدالت خواهد بود و این سخن رامى توان بیان دیگری از نظریه دینى معروف مهدویت دانست . کوتاه سخن اینکه ، تاریخ را چه تجربى و استقرایى بررسى کنیم و چه شهودی ، غالب متفکران نهایتا یک سخن مشترک دارند و آن عبارت است از شکوفایى بیشتر حقیقت انسان و رفع پرده ها و موانع از ذهن و قلب او . من عمدا به جای اصطلاحات متداولى چون پیشرفت تاریخى ، کلمه شکوفایى را به کار بردم تا تاکید کنم که طرفدار هر کدام از نظریه های معروف و مهم فلسفه تاریخ باشیم ،مى توانیم در این استنباط عمومى کلى از تاریخ همصدا باشیم .ایجاد و استمرار سازمان ملل متحد را مى توان شاهدی بر حرکت تکاملى جهان و جامعه بشری تلقى نمود. اینکه در زمان ما نیاز به کوشش و بحث زیاد نیست تا همگان بپذیرند که به جای جنگ و خونریزی و کشتار مى توان و باید با یکدیگر گفتگو کرد، چندان آسان به دست نیامده است .
البته تا وقتى زورمندان کم خرد این امکان و قدرت را داشته باشند که در لحظه یى کوتاه ، گل و لبخند و امید درخت را با تیغ بلاهت و قساوت از چهره زمین پاک کنند، باید جشن پیروزی نهایى کلمه بر شمشیر را به تاخیر انداخت . قرن گذشته علاوه برجلوه های خشونت و انسان آزاری استعمار قدیم و بیداد بى همانند میراث خواران جدید آن ، قرن ظهور و سقوط حکومتهای توتالیتر نیزبود. امید است قرن آینده قرن نظام ها حکومتهایى باشد که زور و خشونت را تقدیس نکنند و باطن قدرت سیاسى ، محبت و عدالت باشد به گونه ای که گفت وگوی تمدن ها مظهر و مجلای آن باطن باشد. آقای رئیس ، خانم ها و آقایان ! اینک پرسش این است که آیا سازمان ملل متحد در این جهت چه تحولى در درون خود به اقتضای وضعیت جدید ایجاد خواهد کردو چه تاثیری در این سیر و صیرورت زندگى بشر خواستار رستگاری خواهد داشت ؟به نام جمهوری اسلامى ایران پیشنهاد مى کنم که به عنوان گام اول ، سال ۲۰۰۱، از سوی سازمان ملل سال گفت وگوی تمدن ها نامیده شود ، با این امید که با این گفتگو، نخستین گامهای ضروری برای تحقق عدالت و آزادی جهانى برداشته بشود.از والاترین دستاورهای این قرن پذیرش ضرورت و اهمیت گفتگو و جلوگیری از کاربرد زور ، توسعه تعامل و تفاهم در زمینه های فرهنگى ، اقتصادی و سیاسى و تقویت مبانى آزادی و عدالت و حقوق انسانى است . استقرار و توسعه مدنیت ، چه در صحنه کشورها وچه در پهنه جهانى ، در گرو گفتگو میان جوامع و تمدن ها با سلایق ، آرا و نظرات متفاوت است .
اگر بشریت در آستانه هزاره و قرن آتى تلاش و همت خود را بر نهادینه کردن گفتگو و جایگزینى خصومت و ستیزه جویى با تفاهم و گفتگو استوار سازد، دستاورد ارزشمندی برای نسل آتى به ارمغان آورده است .از سوی دیگر جا دارد مااعضای سازمان ملل متحد به بازنگری در تاریخ شکل گیری این سازمان بپردازیم و با گفت وگوی منطقى ، آن را اصلاح و کامل کنیم . شکل گیری سازمان ملل متحد همزمان با دوره سیاهى از زندگى بشر بود که بسیاری از کشورهای عضو ، شرایطتلخ و شوم دوران استعمار را تجربه مى کردند و در نتیجه سازمان ، نمادی از سلطه باشگاه قدرت ناعادلانه حاکم در جهان شد. امروزشرایط دگرگون شده است و فرصت تجدید سامان این سازمان و بخصوص تغییر ساختار شورای امنیت فراهم آمده است .در اینجا لازم مى دانم به گفته راهگشای رهبر معظم انقلاب اسلامى در سخنرانى افتتاحیه نشست سران کنفرانس اسلامى در تهران اشاره کنم که کشورهای اسلامى به نمایندگى از یک میلیارد و چند صد میلیون نفوس ، دارای یک کرسى دایم در شورای امنیت سازمان ملل متحد شوند و تا وقتى حق وتو باقى است ، ششمین عضو دارای حق وتو در آن شورا باشند و همین امر را مى توان نسبت به کشورهای عضو جنبش عدم تعهد نیز تعمیم داد. وقت آن رسیده است که همگى با تفاهم ، بر حق تبعیض آمیز (( وتو )) خط بطلان بکشیم و گام دیگری را در به رسمیت شناختن حق مساوی و عادلانه همه کشورهای عضو برداریم .
آقای رئیس ،
حاضران محترم !بیاییم
همگى علیه نسل کشى ، تجاوز و تحقیر انسان در گوشه گوشه جهان ، دست اتحاد
به هم بدهیم و جلوی فاجعه های ننگینى که از جمله در فلسطین و افغانستان و
کوزوو و در بسیاری از نقاط افریقا و آسیا آمریکای لاتین ، چهره انسانى این
قرن را سیاه کرده است ،بگیریم .امنیت و صلح در خاورمیانه که امری ضروری
است ، با به رسمیت شناختن حق همه فلسطینیان برای حاکمیت بر سرزمین آباء
واجدادیشان برقرار خواهد شد. بیت المقدس اشغالى خانه تفاهم و گفتگو است و
به این جهت صدای بیت المقدس که از اعماق تاریخ به گوش مى رسد صدای بالذات
ضد نژادپرستى و ضد صهیونیستى است . در بیت المقدس ، ادیان بزرگ مى توانند
در کنار یکدیگر به طورمسالمت آمیز زندگى کنند و سلطه حکومت اسراییل در
آنجا مخالف این همزیستى و همدلى است . فلسطین خانه فلسطینینان ( اعم
ازمسلمان و مسیحى و یهودی ) است نه آزمایشگاه هوسهای خشونت آمیز صهیونیست
ها.در افغانستان هیچ راه حل نظامى ای برای از بین رفتن مشکل وجود ندارد.
اعلام انزجار گسترده جهانى نسبت به قتل عام های وسیع ونسل کشى ، بویژه قتل فجیع دیپلمات ها و خبرنگار ایرانى و ادامه اسارت کمک رسانان ایرانى توسط طالبان ، ضرورت فکر در این فجایع و اقدام عاجل برای محاکمه و مجازات عاملان این جنایات را مى طلبد . سرزمین افغانستان با مردم رشید و فرهنگ دوست ، اینک به پایگاه اصلى خشونت و ترور و تولید و توزیع مواد مخدر تبدیل شده است . مردم افغانستان همچون مردم دیگر نقاط جهان حق انتخاب دارند وحق دارند از حکومتى فراگیر با پایگاه وسیع اجتماعى که همه اقوام ، همه گروهها و سلایق را نمایندگى کند برخوردار باشند . این تنها راه اعاده آرامش به افغانستان است . اما برای نیل به آن ، به تصمیماتى جدی وهمکاری همه جانبه نیاز است تا امکان ارتزاق گروهها از طریق تولید مواد مخدر ، فروش سلاح و نیز تروریسم مسدود گردد.سازمان ملل متحد به کمک سازمان کنفرانس اسلامى و کشورهای ذی دخل مى توانند هر چه زودتر همه طرف های درگیر را به پای میزمذاکره بکشاند و زمینه را برای انتخاب آزاد مردم مظلوم و رنج کشیده افغانستان فراهم آورد یاغیان را با پشتوانه اراده جهانى به سر جای خود بنشاند و از هم اکنون برای بسیج کمکهای بین المللى پس از دستیابى به این شرایط ضروری سیاسى ، برنامه ریزی و هماهنگى کند.در کوزوو باید حق عادلانه مردم تحت فشار این ایالت به رسمیت شناخته شود و دولت یوگسلاوی وادار شود که به این حق احترام بگذارد. آقای رئیس ، خانمها و آقایان ! کوشش صادقانه برای مبارزه با تروریسم ، در تمامى اشکال آن و از جمله تروریسم دولتى ، یکى دیگر از نکات مورد اهتمام جمهوری اسلامى ایران است .
تروریسم ، محصول نومیدی و پوچ انگاری ( نیهیلیسم ) است و در جهانى که بر مدار قهر و غلبه مى چرخد ، مبارزه جدی با تروریسم از حد حرف و شعار جلوتر نخواهد رفت . مبارزه واقعى با تروریسم باید همراه با مبارزه برای عدالت باشد . البته این سخن نباید به معنى توجیه نوعى تروریسم تفسیر شود. ما به صراحت اعلام مى کنیم که به اقتضای موازین دینى و اخلاقى فرهنگى خود، با تروریسم در کلیه اشکال آن مخالفیم و با آن به جد مقابله خواهیم کرد. خلاصه آنکه باید برای ریشه کن کردن حقیقى این پدیده شوم ، همراه با مبارزه با عوامل فعلى آن از طریق همکاری جدی و شفاف بین المللى ، در راه تحقق عدالت در جهان کوشش کنیم .جهان در آستانه هزاره سوم باید از کابوس جنگ هسته ای و سلاح های کشتار جمعى نیز رهایى یابد . آزمایش های اخیر هسته ای درمنطقه ما به نگرانیها و پیچیدگیهای جدیدی دامن زده که این ضرورت را دو چندان مى کند.ما باید بپذیریم که فکر دستیابى به امنیت از طریق این تسلیحات ، توهمى بیش نیست . نمایش عزم جهانى برای نابودی تمامى زراد خانه های کشتار جمعى در یک چارچوب زمانى معین ، مبارزه با تولید وگسترش این سلاح ها را هدفمند و پرشتاب خواهد نمود . ایجاد مناطق عاری از سلاح های کشتار جمعى بویژه در منطقه خاورمیانه ، گام اولیه مناسبى در مسیر مبارزه با بى اعتمادی و تشنج ناشى از این تسلیحات است .
ما به عنوان قربانیان سلاح های کشتار جمعى ، بیش ازدیگران بر آثار دهشتناک این سلاح ها واقفیم و لذا در تاسیس و تقویت ترتیبات جهان شمول برای امحای آنها پیشتاز خواهیم بود.امنیت ، توسعه و رفاه در جهان سوم مستلزم تقویت مبانى همکاری و بکارگیری روش های حساب شده به منظور اعتماد سازی است . خوشحالیم که هشتمین نشست سران کنفرانس اسلامى در تهران ، با تشخیص این ضرورت ، ساز و کار مناسبى را برای تقویت همکاری واعتماد بر مبنای گفت و گو میان کشورهای اسلامى پایه گذاری کرد. من در اینجا به عنوان نخستین گام در این مسیر ، کشورهای منطقه خلیج فارس را که در یک دهه شاهد دو جنگ ویرانگر بوده اند ، به ایجاد یک نظام امنیت و همکاری در منطقه خلیج فارس دعوت مى کنم . کوتاه سخن آنکه اعتماد و صلح بدون بازنگری جدی مبانى فکری جنگ سرد، میسر نیست . توسعه فرهنگ صلح نیازمند پذیرش نقش سازنده ملت ها و پرهیزی از سلطه طلبى ، یکجانبه گرایى ، تقلیل و حذف است جمهوری اسلامى ایران به اقتضای مبانى اعتقادی و مایه های تمدن دیرپای خود، خواستار جهانى سرشار از صلح و آرامش براساس کرامت انسانى است و تشنج زدایى را سر لوحه سیاست خارجى خود قرار داده است و بر مبنای اصول انقلاب اسلامى ، سیاست موزون گسترش روابط با همسایگان و دیگر کشورها را بر پایه احترام عملى به استقلال و برابری حقوق بین کشورها، ادامه خواهد داد.صلح تمام عیار، علاوه بر صلح میان انسان ها شامل صلح میان انسان وطبیعت نیز مى شود .انسان باید از غلبه و استیلا بر طبیعت دست بر دارد و در آینده ، بیشتر بر هماهنگى میان انسان و طبیعت تاکید کند.حفظ محیط زیست به مثابه میراث مشترک طبیعى از مهمترین اولویت های قرن آتى است .
در پایان سخن مایلم بر نقش خانواده ، زنان و جوانان در ساختن فردایى بهتر، و تحکیم بنیانهای جامعه مدنى جهانى تاکید نمایم .خانواده بستر بى بدیل رشد جامعه بشری و اعتلای شخصیت فردی اجتماعى انسان است . متاسفانه در روزگار ما و بخصوص در جهان صنعتى ، پایه های خانه و خانواده بشدت لرزان شده است و خطر فروپاشى آن تهدید بزرگى برای زندگى سالم مادی ، معنوی و عاطفى بشر است . همت جهانى باید برای مقابله با این خطر برانگیخته شود تا مبادا چراغ این کانون گرم محبت و عاطفه و تربیت ، در برابرتند باد های سرد سود طلبى و هوس پرستى و ظاهربینى به خاموشى گراید.
تلاشهای جهانى برای ترویج احترام و حفظ و گسترش حقوق زنان ، نیازمند بازنگری در نگاههای سنتى و متداول ناصواب نسبت به زن است . هم دیدگاهى که با پندار نادرست برتری مرد ، به زن و مرد و انسانیت جفا مى کند و هم آنکه با نادیده گرفتن اختلاف میان زن ومرد، همان ستم را روا مى دارد. باید بپذیریم که زن و مرد هر دو انسانهای بزرگ و شایسته رشد و پیشرفت عقلانى ، عاطفى ، فکری ،اجتماعى ، فرهنگى و سیاسى در جامعه هستند و توسعه همه جانبه و پایدار، تنها با حضور و مشارکت فعال هر دو میسر مى شود.ملل متحد در آستانه قرن و هزاره آینده باید نسل آینده را که صاحب این قرنند باور کند و آنچه را که لازمه این باور است ، بپذیرد.بپذیریم که قیم جوانان نیستیم و جوان باید آگاهانه و مختارانه در فرآیند رشد و توسعه حضور داشته باشد.با چنین دیدگاه نو و به کمک توان و اندیشه پویای نسل جدید ، یقینا مى توان آینده ای به مراتب بهتر و درخشان تر برای قرن آتى رقم زد. از توجه شما متشکرم
روزنامه النهار چاپ لبنان روز یکشنبه 20- 9- 2008 درمقاله ای به قلم احمد
عیاش،حمله به محمد خاتمی رئيس جمهورسابق ايران درمراسم راهپيمايی روز
جهانی قدس وبه زمین انداختن عمامه اوتوسط برخی از طرفداران دولت ایران را
به عنوان از بین رفتن مشروعیت نظام در ایران دانست.
نویسنده که مقاله خود را تحت عنوان " عمامه خاتمی" در پايگاه اينترنتی
روزنامه النهار لبنان منتشرکرده ، نوشت " وقتی عمامه رئيس جمهور سابق
ايران را از سر او می اندازند به طور همزمان مشروعيت نظام تندروی ايران
نيز که حتی تاب تحمل شخصيت های بزرگ خود که خاتمی به حق نماینده آنهاست را
ندارد از بين مي رود."
نويسنده با اشاره به سفر سال 2003 محمد خاتمی به لبنان وی را قهرمان
گفتگوی تمدن ها برشمرد و افزود "آيا درست است کسانی که شش سال پيش در
لبنان از خاتمی استقبال کردند اکنون وی را فراموش کرده باشند."
احمد عیاش سپس با انتقاد از موضع سید حسن نصرالله دبیرکل حزب الله لبنان
در این باره می افزايد "سيد حسن نصرالله دبيرکل حزب الله لبنان درمراسم
روزقدس درجنوب لبنان از طريق ويدئو سخنرانی می کرد از آنچه چند ساعت قبل
در تهران اتفاق افتاده بود اطلاع داشت اما نه تنها اشاره ای به این موضوع
نکرد بلکه گفت مردم همه شهرهای ايران امروز به خيابان آمدند تا حمايت خود
را از قدس فلسطين لبنان و غزه اعلام کنند ،ولی وی درسخنان خود آنچه را
عناصر نظام بر سر اصلاح طلبان می آورند ناديده گرفت وحتی به شعار نه غزه
نه لبنان جانم فدای ايران که درتهران سرداده شد ، اشاره ای نکرد.
این نویسنده عرب لبنانی با ستایش از محمد خاتمي وهمفکران وی آنان را شجاع
خواند وگفت "آنان اميد را در دلها زنده می کنند ... عمامه امام موسی صدر
در 31 اوت سال 1978 در ليبی به زمین انداخته شد اما اگر وی نيز حرف هايی
همانند آنچه که اين روزها آزادمردان ايران می زنند عمامه وی را نیز ديروز
در تهران به زمین می انداختند."
این نویسنده لبنانی در پایان مقاله خود روز 18 سپتامبر که مراسم روزقدس در
آن برگزارشد را روزتهران نامید وتاکید کرد این روز اميد به آينده را بار
ديگر در اين منطقه زنده کرد.
در حالیکه حضور سیدمحمد خاتمی با استقبال بسیار گسترده مردم روبرو شده بود «گروهک فشار» به رهبری ابوالفضل شریعتمداری، «آقازاده» حسین شریعتمداری مدیرمسئول روزنامه تندروی کیهان با اطلاع قبلی از مسیر عبور خاتمی ناگهان به او حمله کردند، در لحظات ابتدایی آنها عمامه فرزند فاضل و باتقوای امام راحل را بر زمین انداختند و قصد ضرب و شتم رئیس دولت اصلاحات را داشتند.
با توجه به جمعیت انبوه مردم، بلافاصله مردم در برابر این گروهک تندرو ایستادند و جواب این تعرض را به خوبی به آنها دادند.
هچنین پلیس ضدشورش با حضور به موقع مانع از ادامه تحرکات غیراخلاقی و ضد انسانی این گروهک شد.
بعد از این حمله، خاتمی مجبور به ترک راهپمایی روز قدس شد.
نکته جالب آنکه مردم حامی جنبش سبز در پاسخ به بلندگوها که مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا را سر میدادند یکصدا و با صدایی بسیار بلند شعار مرگ بر روسیه را سر میدادند.
گفتنی است از ساعت 9 صبح امروز حضور نیروهای پلیس در خیابانهای منتهی به میدان انقلاب بسیار چشمگیر بود و تا این لحظه این نیروها توانستهاند مانع از اخلال عدهای «گروهکی» در راهپمیایی امروز شوند.
چهارراه حجاب نیز از ساعت 10صبح امروز در تسخیر موج سبز قرار دارد اما برخی نیروهای حاضر در محل این موج را به سمت خیابان کریمخان هدایت میکند و مانع از ادامه مسیر آنها به سمت دانشگاه تهران میشود.
خبرهای رسیده از راهپمایی امروز تهران حاکی از آن است که مهدی کروبی
نیز در میان استقبال پرشور مردم و در میان حلقهای که مردم برای جلوگیری
از هرگونه تعرضی به دور او زدهاند از میدان هفتتیر به سمت دانشگاه تهران
در حال حرکت است.

، زاهدی در دوران تصدی وزارت علوم با شرکت در اجلاس سزامی ۲۰۰۸ در کشور اردن بر خلاف قواعد و رسوم دیپلماتیک جمهوری اسلامی نه تنها با وزیر رژیم صهیونیستی در این اجلاس شرکت می کند بلکه به دور از چشم دوربین ها و اصحاب رسانه و در پشت درهای بسته به مذاکره با رالب (راغب) مجادله ، وزیر علوم وقت رژیم صهیونیستی می پردازد. هر چند تلاش های بسیاری برای رسانه ای نشدن این اتفاق انجام شد اما زمزمه سفارت زاهدی سایت جهان را بر آن داشت تا با انتشار عکس هایی از این دیدار مسئولان عالی دولت و مقامات دیپلماسی کشور را در انتخاب افراد آگاه به شئونات انقلاب اسلامی یاری کند.
سايت جهان نيوز يكسال بعد از اين ديدار در حالي كه از اين خبر آگاه بوده اقدام به انتشار اين عكس هاكرده است
رئیس جمهور سابق کشورمان با تاکید بر اینکه « با کسانی که به نام مقابله
با لیبرالیسم غرب، از پایگاه فاشیسم و ایدههای توتالیاریسم میخواهند به
زور مردم را به راهی که خود راه سعادت میدانند ببرند، مخالفیم»، گفت:« به
همه دلسوزان هشدار میدهیم بیایند تا فرصتها کاملاً از دست نرفته به
بازسازی اعتماد عمومی بیاندیشیم و یکبار دیگر اطمینان ایجاد کنیم که در
چارچوب همین ساختار میتوان به رفع اشکالات اقدام کرد.»
شورای مرکزی انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها با حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی دیدار و گفتگو کردند.
در
این دیدار که ابتدا تعدادی از اعضای شورای مرکزی انجمن دغدغهها و
نگرانیهای خود را به ویژه در ارتباط با مسائل دانشگاهها ابراز داشتند و
سپس رئیس دولت اصلاحات به طرح نقطه نظرات خود پرداخت.
وی با ابراز خوشحالی از دیدار با «دوستان دانشگاهی در ایام ماه
مبارک رمضان» گفت:« در این ایام و بخصوص اینکه لیالی قدر هم در پیش است،
باید از فرصت استفاده کنیم و بعد معنوی خود را تقویت کنیم. حقیقتاً در این
ایام باید طلب هدایت کنیم و فارغ از همه تحلیلها و تلاشهای جمعی که
داریم از حضرت باریتعالی بخواهیم خودش ما را به راهی که صلاح ما و صلاح
کشور است هدایت فرماید.»
رئیسجمهور سابق کشورمان ادامه داد:«همچنانکه میدانید من همیشه
از حکومت سازگار با دین حمایت کردهام و باور دارم که دین ما یعنی اسلام و
تشیع با مطالبات و انتظارات روزمان هم میتواند سازگار باشد مشروط به آنکه
آنرا درست بفهمیم و از ظرفیتهای آن خوب بهره ببریم.»
وی تصریح کرد:«برخلاف آنچه این روزها با دروغ و تهمت و کینهتوزی
گفته میشود، من همیشه تلاش کردهام تا از حضور دین در عرصه سیاست دفاع
کنم و هنوز هم معتقدم چارچوبها و بنیانهای نظامی که در انقلاب و با
هدایت امام به وجود آوردیم درست و راهگشاست و باید خطاهایمان و اشکالاتی
را که به وجود آمده و ذاتی آن نیست رفع کنیم.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها افزود:«جای تأسف
است که این روزها اینقدر تلاش میکنند تا افراد و نیروهای دلسوز و مدافع
اصول و بنیانهای انقلاب را برانداز نظام معرفی کنند. آنان که بهترین
فرصتها را که برای کارآمدی و موفقیت نظام به دست آمده بود از دست
دادهاند و 300 میلیارد دلار سرمایه ملی را با ندانم کاریها از بین
میبرند ولی به استناد اعترافاتی که اساس آنها زیر سؤال است ما را متهم
میکنند.»
سید محمد خاتمی تاکید کرد:« بله ما با بعضی برداشتها از دین ممکن
است مخالف باشیم، ما با خرافهگرایی و نیز مقابله با فهمهای نو مخالفیم.»
وی یادآور شد:«ما شاهد بودهایم که در همین مملکت و نزد بسیاری از
همین متولیان دین، آراء ملاصدرا را تخطئه و او را تکفیر میکردند و امروز
در حوزههای علمی- فلسفی، همین آراء مهمترین مبنای کلامی و فکری دینی است
و کسانی چون امام، شهید مطهری، آیت الله طباطبایی که همه به آراء و
دیدگاههای آنها افتخار میکنیم در نحلهی صدرائی شناخته میشوند.»
رئیس جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه«وقتی میگوییم فکر دین
بدین معناست که باید از قبل معنا کنیم که کدام فکر و براساس کدام نظریه»،
گفت:« ما حرفمان همین بوده و هست که همواره میتوان به فکری بهتر و فهمی
برتر رسید، مهم این است که میزان و معیارها درست باشد والّا جامعه دینی ما
از خلاقیتها و فهمهای بدیع محروم خواهد شد و دچار جزمیگرایی منفی خواهد
شد.»
رئیس بنیاد باران ادامه داد:« بعضیها امروز با لیبرالیسم مخالفت
میکنند امّا در این مخالفت رویکرد فاشیستی توتالیتری دارند. در خود غرب،
آزادیخواهی بسیار زودتر و فراگیرتر از لیبرالیسم مطرح شد و اگر هم
رگههای تقابل با دین را میبینیم بعد از آن تجربه هولناکی بود که به نام
دین علیه آزادی و هر اندیشه جدید مطرح شد.»
رئیس موسسه بین المللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها تصریح کرد:«
مطمئناً غرب در مبانی فکری خود مشکلات بزرگی دارد و ما هم نمیتوانیم
تسلیم و تابع آنها باشیم، باید خود بیاندیشیم البته از تجربه دیگران هم
استفاده کنیم ولی حمله به وجهی از تفکر و تجربه غربی با تکیه بر وجه بدتر
و خطرناکتر آن محکوم است بخصوص که اینگونه برخورد عین اسلام و انقلاب هم
معرفی شود.»
خاتمی یادآور شد:«به هر حال در عرصه حیات اجتماعی ما براساس همان
جوهره دینی و اسلام خودمان که در قانون اساسی هم منعکس است مردم را حاکم
بر سرنوشت خود میشناسیم و این را نیز با خداباوری سازگار میدانیم و
معتقدیم که خداوند چنین خواسته است.»
رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:« کسانی به نام مقابله با لیبرالیسم
غرب، از پایگاه فاشیسم و ایدههای توتالیاریسم که آنهم غربی است،
میخواهند به زور مردم را به راهی که خود راه سعادت میدانند ببرند که ما
با این برداشت از دین مخالفیم.»
وی با اشاره به حوادث بعد از انتخابات گفت:«ما معتقدیم آنها در
این انتخابات بزرگترین فرصت که برای نظام اسلامی و کشور فراهم آمده بود
ضایع کردند. این انتخابات فرصتی فراهم آورده بود که جوانان و مردمی که از
ضعف عملکردها ناراضی شده بودند به صحنه بیایند و با امید به نظام و آینده
انتخاب مناسب را انجام دهند این امر میتوانست بهترین فرصتها برای
بازسازی اعتماد و اتحاد جامعه حول محورهای اساسی انقلاب قلمداد شود.»
رئیس جمهور سابق کشورمان همچنین اظهار داشت:«متأسفانه با این کج
اندیشیها این برخوردها به وجود آمد و در این ضایعات که جبران آن هم بسیار
سخت است همه زیان بردیم و نگرانی این است بعضیها با همین پیشداوریها،
با دانشگاهها هم برخوردهایی بکنند که عملاً گرایشهای افراطی و ضد نظام
را تقویت کند.»
وی افزود:«در انقلاب فرهنگی سال 58 درحالیکه واقعاً با اتاقهای
جنگ گروهکها و معاندین مواجه بودیم و بسیاری از همین جوانان و فعالان
مسلمان هم که امروز متهم به براندازی میشوند به نفع انقلاب فعال بودند،
اما بعد از رحلت امام (ره) متأسفانه پارهای دیدگاههای افراطیون غیر
واقعبینانه اسلام مطرح شد که جز سرخوردگی نتیجهای نداشت.»
خاتمی با تاکید بر اینکه«ما نگران افراط گراییهایی هستیم که
زمینه را برای رادیکالیسم و عبور از همه مرزهای اعتقادی و سیاسی فراهم
میآورد»، گفت:« به همین دلیل هم به همه دلسوزان هشدار میدهیم بیایند تا
فرصتها کاملاً از دست نرفته به بازسازی اعتماد عمومی بیاندیشیم و یکبار
دیگر اطمینان ایجاد کنیم که در چارچوب همین ساختار میتوان به رفع اشکالات
اقدام کرد.»
وی تصریح کرد:«ما باید بدون برخورد احساسی و واکنش با این افراط
گرائیها، ارتباطمان را با همه دلسوزان حفظ کنیم و کوشش کنیم اذهان را
نسبت به خطرات این رفتارهای افراطی اقناع کنیم.»
رئیس بنیاد باران ادامه داد:«ما نگران این هستیم که اگر برای
جبران این ضایعات، فکری اساسی نشود و نارضایتیهای موجود با تداوم روشهای
سرکوبگرانه ادامه یابد و طی ماههای آینده مشکلات و پیامدهای
ناکارآمدیها و ضعف عملکردها هم که چشمانداز آن به وضوح قابل رؤیت است به
شرایط موجود اضافه شود آنگاه زمان برای تجدید نظر و اصلاح امور دیر باشد.»
سید محمد خاتمی خاطر نشان کرد:«ما نگران این خطرها برای کشور، نظام
و انقلاب عزیزمان که خونهای پاک بسیاری برای آن ریخته شده هستیم و برای
اصلاح امور هم باید فعال باشیم. انشاالله که خداوند هم نصرت خودش را خواهد
داشت.»
گفتنی است، در ابتدای جلسه تعدادی از اعضاء شورای مرکزی انجمن دغدغهها و نگرانیهای خود را ابراز داشتند که خلاصه آن بدین شرح است.
1-
به نظر میرسد همان جریانی که بر اساس توهم انقلاب مخملی، در انتخابات
این برخوردها را به وجود آورد، در ارتباط با دانشگاهها هم بهانه مقابله
با آشوب و براندازی، جو سنگین امنیتی به وجود آورند و خود این اقدامات،
زمینه را برای حذف منتقدین دلسوز و وفادار نظام به وجود آورد و عملاً
میدان را برای فعال شدن نیروهای برانداز فراهم نماید. بعضی قرائن و سوابقی
هم که از وزیر پیشنهادی وزارت علوم میشناسیم این دغدغه را تشدید میکند.
2- بعضی جریانها ساده لوحانه فکر میکنند برای مقابله با
اعتراضات دانشجویی میتوانند دانشگاهها را با بهانههایی که خود
میآفرینند ببندند و حرکت را مهار کنند، غافل از آنکه با این اقدام ممکن
است انرژی اعتراض در سایر بخشهای جامعه را تشدید کنند . میدان را برای
افراطگریها باز کنند.
3- با این سوء ظنها که در خصوص تعارض اسلام با دانشهای بشری
مطرح میشود ممکن است خطر حضور برداشتهای متحجرانه و غیرعقلانی از دین را
در مجامع دانشگاهی تشدید کند و با حذف برداشتهایی از دین که جذاب، عقلانی
و سازگار با نیازهای دنیای مدرن است، زمینه نوعی دینگریزی را در محیطهای
دانشگاهی تقویت کنند.
4- برخلاف اتهامات وارده، محافل علمی و دانشگاهی کشور اساساً
هیچگونه رویکرد مثبتی نسبت به امکان وقوع انقلاب مخملی در ایران نداشتند
و اشتیاق به تقویت استقلال ملی به ویژه در ابعاد علمی آن قطع وابستگی به
بیگانه به صورت جزئی از هنجارهای جامعه علمی و دانشگاهی ما به ویژه طی
سالهای پس از پیروزی انقلاب بوده است. ما نگران آن هستیم که محدودیتهای
جدی رسانهای و تشدید برخوردهای امنیتی، نوعی اقبال اضطراری به بیرون
مرزها را تقویت کند و اساساً موجب یأس و سرخوردگی بخشی از نخبگان و جوانان
مستعد برای رشد علمی آنها شود. تشدید فضای امنیتی در دانشگاهها و تنگ
نظریهای علمی و معرفتی ممکن است عاملی برای گسترش مهاجرت مغزها به حساب
آید که خسارت هنگفت مادی و معنوی آن برای کشور عظیم و عملاً در خدمت منافع
بیگانگان است.
محمد علی جعفری، فرمانده سپاه، روز دهم شهریور در مسجد ولی عصر تهران با "استناد" به اعترافات سیاستمداران وابسته به جریان اصلاح طلب که پس از انتخابات ریاست جمهوری دستگیر شده اند، آنها را متهم کرده بود در پی "تضعیف ولی فقیه" بوده اند.
مجمع روحانیون مبارز که یک تشکل اصلاح طلب است در بیانیه ای که روز چهارشنبه منتشر کرد، نوشت: "این روزها شاهد اظهارات بی اساس و تهمت های فراوان از سوی دستگاه های تبلیغی و محافل خاص نسبت به شخصیت ها و گروه ها برای توجیه سیاست نادرست و اقدام های خلاف شرع و قانون هستیم و تا وقتی فردی با مسؤولیت رسمی بالا، دروغی آشکار را مبنای تحلیلی نادرست و توجیه اقدام های خلاف و خشونت آمیز می کند، چه باید کرد؟"
این گروه فرمانده سپاه را به گفتن "دروغی بزرگ" در مورد محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق ایران و از اعضای مجمع و همچنین موسوی خوئینی ها، از دیگر چهره های ارشد اصلاح طلب، متهم می کند.
مجمع روحانیون مبارز همچنین از مدعی العموم خواسته عکس العمل مناسبی به این "اتهام و دروغ پردازی" نشان دهد که درخواستی تلویحی برای تعقیب قانونی است.
| حذف دلبستگان به انقلاب، بزرگ ترین توطئه علیه جمهوری اسلامی | ||
|
به صراحت تأکید می کنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین و روشهای بی
اساس که از سوی جریانی خاص دنبال می شود بزرگ ترین توطئه علیه جمهوری
اسلامی است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که
با اصل انقلاب و نظام در تعارض اند. اعضاء شورای هماهنگی جبهه اصلاحات با سید محمد خاتمی دیدار و گفت و گو کردند. در این دیدار اعضاء شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بر لزوم تلاش همگانی برای حفظ ارزشها و موازین انقلاب در عین پای بندی به راه روشن حضرت امام (ره) و توجه به مصلحت کشور تأکید نموده، تداوم ارتباط با مراجع عظام، دانشمندان و نخبگان جامعه و تعامل با مجلس شورای اسلامی و قوه قضائیه را لازمه حیات تشکلهای اصلاح طلب دانستند و در عین حال از محاکمه های فرمایشی که بر خلاف موازین انجام گرفته اظهار نگرانی کردند. پی گیری جنایت هایی که در جریان انتخابات و بعد از آن صورت گرفته، به ویژه فجایعی که در بازداشتگاه هایی چون کهریزک رخ داده نکته دیگری بود که اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات خواستار آن شدند و تسامح نسبت به آن را لطمه ای جبران ناپذیر نسبت به نظام و کشور دانستند. حاضرین در این دیدار به اتفاق خواستار پیگیری مستمر مطالبات مردم شده و نسبت به جریانی که در صدد است با برخوردهای غیرمنطقی و بعضا حذفی، نیروهای متعهد و البته معترض را از صحنه جامعه و بخصوص دانشگاهها کنار بگذارد اعلام خطر کرده و تصریح کردند این خطا می تواند ابتکار عمل را در اختیار بیگانگان قرار دهد. پس از این سخنان سید محمد خاتمی ضمن تشکر از عزیزان و آرزوی برخورداری همگان از برکات ماه مبارک رمضان و ستایش تلاش و فعالیت مستمر جبهه اصلاحات افزود: لازم می دانم بر این نکته تأکید کنم که اصلاح طلبان چه در قالب جمع حاضر و چه در قالب سایر تشکلها باید با قوت در صحنه حضور یافته و به فعالیت خود ادامه دهند. آنچه که در این ایام رخ داده خود دلیلی است محکم برای حضوری قوی تر در صحنه با شعار اصلاح طلبی؛ چرا که ما همه دلبسته به انقلاب هستیم نه پشیمان از انقلاب. انقلاب اسلامی ایران یکی از مهم ترین فرازهای تاریخی ایران زمین و مایه افتخار ایرانیان است. حرکتی مردمی برای رسیدن به استقلال، آزادی و پیشرفت، در عین پای بندی به موازین دینی با هدایت یک رهبر بزرگ. آنچه موجب می شود اصلاح طلبان قوی تر از قبل در صحنه بمانند این است که امروز مدعیان و احیانا متصدیان بی اعتقاد به انقلاب و راه امام و یا افرادی که از انقلاب پشیمان اند با تمام قوا در صدد مسخ و تحریف انقلاب برآمده اند؛ اگرچه در ظاهر خود را انقلابی می خوانند. جمهوری اسلامی در عصر پذیرش اصل حاکمیت مردم بر سرنوشت خود و عصر نفی استبداد و خودکامگی به عنوان شاهکار حرکت آزادی خواهی مردم ایران به رهبری حضرت امام مطرح شد و با تکیه بر رأی مردم به عنوان محور و مدار، در کنار ارزشهای اسلامی به سرعت نگاهها را به خود معطوف ساخت و آنچه امروز مایه نگرانی است خطری است که جمهوری اسلامی یعنی هم جمهوریت و هم اسلامیت را نشانه گرفته است. امروز باید مصمم تر از پیش بر خواسته به حق جنبش اصلاح طلبی یعنی "تغییر" پای فشرد. مراد ما از تغییر همانگونه که از ابتدا گفتیم و در انتخابات اخیر هم بر آن تأکید کردیم بازگشت دوباره به اصول قانون اساسی و آرمانهای امام و انقلاب است. مگر آنچه مردم در انتخابات فریاد زدند چیزی جز این بود؟ مگر مردم چیزی جز حاکمیت رأی خود و عدالت و کرامت انسانی و اخلاق و بازگشت به اصول قانونی اساسی و حتی بازگشت به مسیر رسیدن به اهداف سند چشم انداز مطالبه کردند؟ تمامی آنچه امروز نظاره گر آن هستیم انگیزه ای بسیار قوی است برای پافشاری مردم بر خواسته های به حق خویش و مایه قوت و اعتبار بیشتر جنبشی که خواستار تغییر جهت گیری نظام به سمت احیاء اصول متروک و زیر پا گذاشته شده قانون اساسی و ارزشهایی است که از امام آموخته ایم. امروز هم سخن ما این است: شائبه بی اثر شدن رأی مردم در نظام باید برطرف شود و اعتماد خدشه دار شده مردم به عنوان مهم ترین پایگاه و پشتوانه اعتبار نظام باید به سرعت ترمیم شود. اتفاقاً این حرف حرف انقلابی است و هرکس خلاف آن را دنبال کند بر ضد انقلاب و مسیری که امام و مردم در انقلاب برگزیدند حرکت می کند. بی اعتنایی آشکار به نظر خیرخواهان و برخوردهای نامناسب زیان های هنگفتی را متوجه نظام ساخت. دشمنی با انقلاب و نظام امری است که همواره پس از پیروزی انقلاب به اشکال نظامی، تبلیغاتی و سیاسی و ... وجود داشته و دارد؛ اما تلاش برای نسبت دادن حرکت آرام و متین مردم در اعتراض به نتایج انتخابات به اغتشاشی که عامل بیرونی دارد اشتباهی بسیار بزرگ و توهمی زیان بار و پرهزینه برای نظام بود. از ابتدای استقرار جمهوری اسلامی در ایران بزرگترین هدف دشمنان نظام جدایی مردم از حکومت و حذف سرمایه های اجتماعی کشور بوده است. آیا آنچه امروز شاهد آن هستیم و همه خیرخواهان نسبت به وقوع آن هشدار داده اند جز این است که چهره نظام در جهان غیرمنطقی، خشن، ناسازگار با معیاری مسلم انسانی و اخلاقی، بی اعتنا به رأی مردم و حتی بی اعتنا به قوانین و موازین خود نشان داده می شود؟ تهاجم یک طرفه به مردم و نیروهای مورد علاقه مردم و تبلیغات ناجوانمردانه تمامی دستگاهها و تریبونهایی که دراختیار حکومت قرار دارند بر علیه چهره های محبوب و ارزشمند کشور و وابسته نشان دادن اعتراضات مردمی به جریانات پلید و خطرناک تنها با هدف توجیه برخوردهای خشن، غیر قانونی و انحصارطلبانه صورت می گیرد. آنچه تاکنون رخ داده از جمله برگزاری دادگاه های کذایی از سوی هیچ یک از علمای بزرگ دینی، نخبگان حوزه و دانشگاه و جامعه و فرهیختگان، جریانهای مستقل سیاسی و حتی افکار عمومی مورد پذیرش و تأیید قرار نگرفته است و این خود نشانگر اشتباه بزرگی است که رخ داده. حقوقدانان برجسته و فرهیختگان جامعه به اتفاق روند بازداشت ها، نگهداری دستگیرشدگان، برخورد با خانواده ها و وکلای آنها و برگزاری دادگاه ها را با استدلالهای روشن حقوقی زیر سؤال برده اند و این هشداری است جدی به نظام که به فکر چاره اندیشی باشد. جریانی خاص امروز به هر روشی و با هر نسبت ناروایی قصد دارد چهره های خوش سابقه نظام را به جرم دفاع از حقوق مردم دشمن معرفی کند! مایه سرافکندگی است که کسانی امروز به خاطر دفاع از حقوق مردم و خواست تطبیق روشها با اصول قانون اساسی، آیین دادرسی و حقوق شهروندی مورد حمله ای اینچنین ناجوانمردانه قرار گرفته اند. تریبون مقدس نماز جمعه در اختیار عده ای قرار گرفته که به شخصیتهای برجسته نظام و مراجع بزرگوار شیعه اهانت کرده و حتی در مقام دادستان خواستار برخورد با آنان می شوند، حال آنکه خود در پیشگاه وجدان عمومی متهم به خیانت در امانت اند. مگر همین ها نبودند که با گستاخی تمام، مرجعی بزرگوار را که افتخار عالم تشیع است دست نشانده انگلیس معرفی کردند؟ و بحمدالله در نزد مردم هم از اعتباری برخوردار نیستند. در جریان حوادث پس از انتخابات به آیت الله شاهرودی که برایشان احترام قائلم تذکر دادم و ایشان را به عنوان مسؤول قوه قضائیه مورد خطاب قرار داده و خواستار رعایت اصول قانون اساسی و موازین آئین دادرسی و حقوق شهروندی در برخورد ها شدم و اینکه جلو اهانت ها، دستگیری ها و نگهداری های غیر قانونی متهمان و برگزاری دادگاههای ناسازگار با موازین را بگیرند و صد افسوس که ایشان در پایان دوران مسؤولیتشان که به اعتقاد من می توانستند بسیار پرشکوه تر منصب را ترک کنند نخواستند یا نتوانستند اقدام کنند. حرفی که امروز هم خواست مردم و ما از رئیس جدید قوه قضائیه است: جلوگیری از سم پاسی و فضاسازی برای تخریب افراد با نسبت های ناروا و یک سویه و خلاف قانون و شرع و نیز رعایت موازین از جمله آیین دادرسی در بازداشت و محاکمات. نمی توان براساس اعترافاتی که به اصل آن اشکالات جدی حقوقی و قانونی وارد است یک سویه همه را مورد تهاجم قرار داد، بی آنکه کوچکترین حقی برای دفاع در نظر گرفته شود. از سوی دیگر انتظار مردم تشکیل دادگاههای علنی برای رسیدگی به جنایات مسلم و مشمئز کننده ای است که همگان شاهد آن بوده اند؛ به رگبار بستن مردم در خیابانها، دستگیریهای خلاف قانون، بازداشتگاههای غیر استاندارد؛ جنایات مسلمی که مورد اعتراف همه است و آنچه که موجبات لطمه های سنگین روحی به ملت و خدشه به اعتماد عمومی شده است. آیا این بود آن چهره اسلام رحمانی که مدعی دفاع از اخلاق و حقوق اساسی مردم و آزادی بیان و امنیت در جامعه بود؟! متأسفانه در جریان انتخابات و وقایع پس از آن انحرافات بسیار بزرگی وجود داشته و دارد و رسالت اصلاح طلبان و تمامی خیرخواهان جامعه مقابله با این انحرافات برای حفظ اصول واقعی نظام و ترمیم اعتماد مردم است و در این راه پرداخت هیچ هزینه ای زیاد نیست و ما هم از هیچ هزینه ای دریغ نخواهیم کرد تا ان شاء الله انقلاب با کمترین هزینه به مسیر اصلی خود بازگردد و راه خود را ادامه دهد. به صراحت تأکید می کنم حذف دلبستگان به انقلاب با این عناوین و روشهای بی اساس که از سوی جریانی خاص دنبال می شود بزرگ ترین توطئه علیه جمهوری اسلامی است و نتیجه آن سوق دادن نیروهای اجتماعی به سوی جریاناتی است که با اصل انقلاب و نظام در تعارض اند. همواره سخن ما در مجامع بین المللی دفاع از اسلام به عنوان مدافع حقوق مردم و ارزشهای انسانی بود و الگو و نمونه کار جمهوری اسلامی ایران بود در مقابل سایر جریانهایی متحجر؛ افراطی و ضد انسانی که به نام اسلام شکل گرفته بود. اما با این رفتارها چه جای دفاعی باقی گذاشته اند؟ ما باید علی رغم تمام فشارهایی که برای بیرون کردن اصلاح طلبان و عقلای منصف از صحنه وارد می شود در صحنه بمانیم و با فریاد زدن، تذکر دادن و مذاکره هزینه ها را برای بازگشت انقلاب به مسیر اصلی خود کاهش دهیم ان شاء الله مسئولان نظام هم با پایان دادن به روشهای غلط و آزادی زندانیان و پای بندی به موازین و اصول قانون اساسی و برخورد جدی با خاطیان و جنایتکاران اصلی این راه را هموار سازند و اعتماد لطمه خورده مردم را با تدبیر و حسن نیت ترمیم کنند. |
||

محمد خاتمی یکروز بعد از دادگاه خاتمی_منبع:وبلاگ دایره
سید ما این روزها تنهاست!
سیدی که هدفش مشارکت مردم در انتخابات بود اما با او نا مهربانانه رفتار کردند یارانش را گرفتند و جوانان مردم را کشتند!
او را متهم به انقلاب مخملی کردند!
خیلی و مضحک و خنده دار است!
آنها بدانند که خدایی هم هست!
همانا خداوند با صابرین است










