خاتمي كه در آستانه ميلاد امام رضا(ع) به دعوت مجمع روحانيون مبارز استان به مشهد سفر كرده است عصر چهارشنبه در سالن شهيد بهشتي اين شهر افزود: حضرت عليابن موسي الرضا(ع) دو كار عمده در حوزه اسلام انجام داد.
وي عرضه و ارائه جنبه عقلاني و معنوي دين خدا و حقيقت دين و نيز تبيين پايههاي نظري و اجتماعي سيستم مطلوب حكومت عدل اسلامي با محوريت امام معصوم را دو اقدام مهم امام رضا(ع) دانست.
خاتمي گفت: امام باقر(ع) و امام صادق(ع) در دوره برزخي تحول حكومت اموي و عباسي مجالي يافتند تا چهارچوب اساسي نظام حقوقي و اسلامي را از ديدگاه شيعي شكل داده و تثبيت كنند و امام رضا مظهر عقلانيت اسلام باشد.
وي با بيان اينكه دراين زمينه حوزههاي علميه و مجامع ديني ما كم كار كردهاند افزود: آنگونه كه در تبيين نقش امام صادق(ع) و امام باقر(ع) در تثبيت حقوق اسلام فعاليت شده بايد امروز در نقش امام رضا(ع) در تبيين عقلانيت اسلام و نشان دادن چهره مطلوب نظام سياسي و اجتماعي اسلام تلاش شود كه اين امر دستاوردهاي زيادي براي جامعه ما خواهد داشت.
وي در ادامه با اشاره به رد پيشنهاد خلافت از سوي امام رضا(ع) در توضيح علت اين اقدام امام گفت: اگر به سيره پيامبر(ع) و امام علي(ع) رجوع كنيم ميبينيم كهامامصادق(ع) هم پيشنهاد مشابهي را در جريان سرنگوني ديكتاتوري اموي از سوي سياهجامگان نپذيرفت و پيامبر(ص) هم وقتي حكومت تشكيل داد كه همه مردم مدينه با او بيعت كردند و همه از او خواستند.
رييس بنياد بينالمللي باران افزود: امام رضا(ع) هم پيشنهاد خلافت مامون را نميپذيرد و خطاب به او ميفرمايد "اگر خلافت حق توست نبايد آن را به ديگري ببخشي و اگر حق تو نيست چرا چيزي را كه از آن تو نيست ميبخشي." وي گفت: از ديدگاه اين بزرگان، حكومت اسلامي در صورتي مشروع است كه مورد رضايت همه اقشار جامعه باشد.
وي افزود: از ديدگاه شيعي و اسلامي اگر گروهي به زور متوسل شده و حكومت را به دست بگيرد حتي اگر حكومتكنندگان انسانهاي شايستهاي باشند آن حكومت مطلوب نيست.
خاتمي ادامه داد: اگر حكومت بدون اتكا به راي مردم از طريق تزوير به دست آمده باشد مطلوب نيست. امام رضا حكومت تضميني مامون باشد را نه به انتخاب و راي مردم، نميپذيرد.
وي در ادامه با اشاره به اينكه امام خميني(ره) در اوج فساد حاكم آمد و در راس يك انقلاب قرار گرفت افزود: آنچه كه از دل اين انقلاب اسلامي برون آمد و مردم به آن راي دادند جمهوري اسلامي بود.
رييس جمهور سابق ايران ادامه داد:امروز كساني ميگويند "راي مردم مفهوم ندارد و به هر قيمتي كه هست بايد بر مردم حكومت كنيم."
وي افزود: اين در حالي است پيشنهاد جمهوري اسلامي در آن زمان و اينكه امام خميني(ره) ميزان را راي ملت دانستند خود ريشهاي مهم و اساسي است كه سبب شده جنبش اسلامي مردم ايران از جنبشهاي ظاهري و تو خالي ديگري كه به نام اسلام است، جدا شود.
وي تصريح كرد: از دل انقلاب شما جمهوري اسلامي برخاست و اما از جنبشهاي پوچ آنان عمارت اسلامي افغانستان.
او گفت: از دل اين انقلاب حكومت مظلوم برآمده نه حكومت جباران بر بردگان، حكومت مردم آزاده، متفكر و مومن خويشتن.
خاتمي گفت: در بينش اسلامي امام پاسدار عدل و محور جامعه عدل بنياد است و خداوند هم ميفرمايد "پيامبران را فرستاديم و كتابها نازل كرديم و صاحب قيام ناس(مردم) هستند.
او اظهار داشت: پيامبران نيامدند كه چيزي را به زور بر مردم تحميل كنند آمدهاند آگاهي دهند، ارادهها را تقويت و ايمان را بالا ببرند تا خود مردم عدل را پياده كنند و آنگاه امام معصوم پاسدار، نگهدار و نگهبان عدل باشد.
وي با بيان اين حديث كه امام بايد جهان را پر از عدل كند افزود: حكومت بايد متكي بر آرا و نظرات مردم باشد، پيشنهاد جمهوري اسلامي يك پيشنهاد خلقالساعه نيست، پيشنهادي اساسي است زيرا اگر ما خواهان جمهوري هستيم، تعيينكننده راي ملت است.
خاتمي ادامه داد: ما به عنوان يك مسلمان و انقلابي و انساني كه خواستار عزت و عظمت اسلام و مسلمانان است از حقوق و آراي مردم دفاع ميكنيم.
وي در اين راستا آنچه اهميت دارد تقويت نهادهاي مردمي در جمهوري اسلامي دانست و گفت: ما خواستار پيشرفت و توسعه همه جانبه كشور بر مبناي مشاركت و حضور همه جانبه مردم هستيم.
وي افزود: ما خواستار عدالت هستيم اما عدالت مبدع فقر نيست و جامعهاي ميخواهيم كه در آن ثروت باشد اما اين ثروت عادلانه توزيع شود.
وي بزرگترين فساد در جامعه اسلامي را دروغ گفتن به مردم و بدترين فسادها را تحقير آنان و اجازه ندادن به آنها تا راي خود را آزادانه اعلام كنند، دانست.
وي گفت:" ما معتقد به دفاع از راه امام خميني(ره) و جمهوري اسلامي هستيم و كساني را دلبسته انقلاب نميدانيم كه حاصل انقلاب يعني جمهوريت نظام اسلامي را قبول ندارد."
خاتمي در آستانه انتخابات مجلس گفت: ما خواستار حضور مردم در انتخابات و تشكيل مجلس آگاه، مومن، شجاع، داراي درك كارشناسانه و آشنا به مطالبات مردم اعم از حقوق و آزاديها و نيازها، تلاشگر براي حفظ اسلام و عزت ملت، دفع توطئهها از كشور، ارتقا ظرفيت و شخصيت ملت و كشور در عرصههاي جهاني هستيم.
وي ابراز اميدواري كرد: ملت با همه وجود براي ايجاد چنين مجلسي تلاش كند و همه مسوولان و دستاندركاران به دفاع از اسلام و جمهوري اسلامي و راه امام، راههاي برگزاري انتخاباتي سالم و آزاد را فراهم كنند.
به گزارش فارس از مشهد، بيش از ده هزار نفر كه بيشتر آنان را دانشجويان تشكيل ميدهند از بعدازظهر امروز در سالن ورزشي شهيد بهشتي مشهد تجمع كردند تا در ديدار مردمي رئيس جمهور سابق كشورمان با مردم مشهد به سخنان وي گوش دهند.
برخي از حاضرين در سالن با دادن شعارهايي چون آزادي انديشه حق مسلم ماست، درود بر سپهر ايران زمين، مصدق و شريعتي و خاتمي، خاتمي پاينده رئيس جمهور آينده و خاتمي سدشكن خط سكوت رو بشكن در حال سردادن شعار هستند.
ادامه مطلب
به گزارش آفتاب به نقل از پایگاه خبری جبهه مشارکت (نوروز)، استقبال كنندگان که به دعوت ائتلاف اصلاحطلبان خراسان از ساعتها قبل در فرودگاه انتظار خاتمی را میكشیدند با سردادن شعارهایی از جمله «خاتمی پاینده - رئیس جمهور آینده» «خاتمی صف شكن - سكوت شب رو بشكن» «خاتمی دوستت داریم» و درود بر خاتمی و خواندن سرود « یار دبستانی من» و «ای ایران» از وی با گل استقبال كردند.
رئیس موسسه بینالمللی گفتگوی فرهنگها و تمدنها را در این سفر، آیتالله توسلی ،آیتالله بجنوردی ، محمدعلی ابطحی و سیدعلی خاتمی همراهی میكنند.
محمد خاتمی به مدت سه روز در مشهد خواهد بود و در این مدت با قشرهای مختلف مردم دیدار خواهد كرد.
همچنین آیتالله «عباس واعظ طبسی» تولیت آستان قدس رضوی امروز صبح با حضور در محل اقامت سیدمحمد خاتمی با وی دیدار و گفتگو كرد.
در این دیدار واعظ طبسی و خاتمی در خصوص مسائل مختلف به بحث و گفتگو پرداختند.
رئیس جمهور سابق كشورمان همچنین ظهر امروز با حضور در بارگاه ملكوتی ثامن الحجج ضمن زیارت بارگاه شریف امام هشتم شیعیان و اقامه نماز ظهر و عصر، ناهار را به میزبانی تولیت آستان قدس رضوی در دفتر واعظ طبسی در تالار آینه حرم رضوی صرف كرد.
گفتنیاست که حضور خاتمی در حرم امام رضا (ع) با استقبال فوقالعاده زوار حاضر در حرم و مردم مشهد روبرو شد.
خاتمی قرار است عصر امروز در جمع اقشار مختلف مردم مشهد كه به دعوت ائتلاف اصلاحطلبان استان خراسان رضوی در تالار شهید بهشتی مشهد برگزار میشود، سخنرانی كند .
گفتنیاست برخی از منابع خبری از ممانعتها و دستاندازیهای تعدادی از نهادها در جریان سفر خاتمی به مشهد برای دیدارهای مردمی و سخنرانیهای وی خبر میدهند
وقتی به سالن رأی گیری رسیدند، آن کسی که «مهمتر از همه» بود، پیام ِآن کسی که «از همه مهمتر» بود را به «سید» رساند و گفت :«ما تصمیم گرفتیم که تو رییس جمهور باشی. تو را به خدا کاری نکن که مملکت از دست در برود و کار به جاهای باریک بکشد. تو فقط بگو مخالفان ما چه کسانی هستند؟ بقیهاش با خودمان!»

«سید» گفت: «ای خدا مرگم بده!... مخالف؟… مگر جمهوری ما، مخالفی هم دارد؟… نعوذبالله»
هم این طایفه؛
هم این طایفه؛

اما این طایفه کمی دربارهاش شک داشتند. به خاطر همین، زمزمههایی میان خودشان میکردند که این «سید» را چه طور باید به راه راست هدایت کنند؟
پس از آن طرف، برادران و خواهران دینی، دست به دست هم [البته بهتر است بگویام؛ چفیه به چفیه هم] دادند، تا اسلام و مسلمین در خطر قرار نگیرند!
خلاصه «سید» رییس جمهور شد! و به سمتِ هدف، نشانه رفت.
دعاهای مادرش؛
و تشویقهای یارانش؛
و پشتیبانی بینالمللی؛
به همراه یاری جوانان ِگل ِایرانی؛
البته چاپلوسی عدهای بادمجان دور قاب چین،
اولین مزهی شیرین اصلاحات را به مذاق ِ«سید» چشاند.
آن اوایل «سید» و دور و بریهایاش خیلی شنگول بودند.
و سعی میکردند به همه جا سر بزنند!
به عروسی؛
به نامزدی؛

حتا گاهی به دوست دختر و دوست پسرها کمک می کرد که مشکلاتِ خصوصی خودشان را به خوبی و خوشی، حل و فصل کنند!
فرقی هم نداشت. چه سیاه؛ چه سفید؛ «سید» محجوب، کلن از طایفهی زنها خوشش میآمد،
و البته کمی هم خجالت میکشید!
کمکم «سید» و دور و بریهایاش، ترمزشان برید و آنهایی که پشت پرده بودند، فهمیدند که خیلی افتضاح شده!
چند باری هم تذکر جدی دادند؛
و هر چه «سید» میگفت: «من حتا این قدر هم از مواضعام کوتاه نمیآیام»...
و هر چه «سید» جدیتر شد،
و هر چه گفت: «بابا! مسیر درست از آن طرف است!» … اما آنها دستش را گرفتند و به سمتی که دوست داشتند، کشیدند.
«سید» مظلوم هم قبول کرد.
اتفاقات طوری پیش میرفت که دیگر گندش درآمد. تا جایی که خودش هم فهمید چه کار کرده
پس سریعن به اولین محل تخلیهی عمومی رفت و بار ِاصلاحات را خالی کرد، و کمی سبُک شد
وقتی نوبتش به پایان رسید، کسی که «از همه مهمتر» بود، از آن کسی که «مهمتر از همه» بود، پرسید: «فکر میکنی نفر بعدی، کاری از دستش بر بیایاد؟»…
کسی که «مهمتر از همه» بود، باز هم به دوربین نگاه کرد و لبخند ملیحی زد.
وقتی «سید» داشت خداحافظی میکرد و میرفت، آن کسی که دفعهی پیش ناشناخته بود، از پشتِ پردهی ابهام بیرون آمد؛
حالا مسیر اصلاحات را بستهاند تا نفر بعدی، عبادتش! تمام شود.
.
این هم یک عکس، در جواب آنهایی که میگویاند «سید» ظرفیت شوخی ندارد و نباید کاریکاتور بالا را میگذاشتم!

آن اوایل خیلی ساده فرهنگی زنده گی می کرد. در آلمان، کارش این بود که اسلام را به کفار نشان دهد و البته برای این کار، لباس کافری می پوشید.


حتا کارت ملی هم داشت. یعنی ایرانی بود.

بعضیها فکر می کردند که این آقا، فکل و کراواتی است. در حالی که اصلن از این سوسول بازیها خوشش نمیآمد. فقط در دنیای «فتوشاپ» می شد او را این طور دید.

چون از نوادهگان حضرت علی حساب می شد و به او «سید» می گفتند.
یک روز که داشت توی یک کافی نت، ایمیلهایاش را میخواند و در °360 دربارهی فلسفهی غرب، مطلب می نوشت، به یک خبر عجیب برخورد کرد!

باورش نشد. ولی وقتی داشت از کافی نت بیرون میآمد، دید که مردم دور و برش را گرفتهاند و می خواهند از صحتِ خبر آگاه شوند.
خبرنگار بیحجابی، جلو آمد و پرسید: «آقای سید! راست است که شما نامزد ریاست جمهوری شدهاید؟»

سید [به عادت همیشهگیاش] عمامهی خود را از پس سرش کمی جلوتر آورد و با همان حیای مخصوص یزدیها، به تته پته افتاد:
«انگار یک چیزهایی هست!
اما همین طور که داشت به سمت کتابخانهی ملی میرفت، ناگهان یکی از یارانش، او را به شکل صمیمانهای در آغوش گرفت که «سید» خجالتی ما، خیلی جاخورد!

خلاصه سوار ماشینش کردند و گفتند اسم این ماشین «ماشین اصلاحات» است. تو راننده باش و ما را به مقصد برسان! «سید» پشت این «خودروی ملی» که فقط مونتاژ ایران بود نشست و «ماشین اصلاحات» را، راه انداخت
از آن طرف، بزرگان مملکت نشسته بودند و تماشایاش میکردند. کسی که «از همه مهمتر» بود، از آن کسی که «مهمتر از همه» بود، پرسید: «فکر میکنی این «سید» کاری از دستش بر بیایاد؟»
کسی که مهمتر از همه بود، فقط لبخند زیبا و دلنشینی زد و به دوربین نگاه کرد!

«سید» وسط راه، رفت از خدا کمک بخواهد که در مسیر اصلاحات، کسی مزاحمش نشود. چون او یک جور دیگری به مقولهی مذهب نگاه میکرد. وقتی همه در حال خاکبوسی بودند، او دربارهی خاک فکر میکرد!
بالاخره در آن روزهای سردِ دلمُرده، ماشین اصلاحات، دم در ِاولین مرکز رأی گیری، ایستاد تا «سید» برود و به آقای دیگری رأی بدهد. از بس این مرد متواضع بود!
اما وسط راه چیزهای عجیبی دید! مثلن به او یک شمشیر دادند که گفتند: «این شمشیر قدرت است. آیا اگر رییس جمهور شدی، میتوانی از آن علیه مخالفانت استفاده کنی؟»ادامه دارد

بهمن ماه ۸۵ داووس در سوئیس
به گزارش سرویس بین الملل سایت خبری ایران(www.IranNewsAgency.com)، اين روزنامه چاپ لندن در شماره امروز خود نوشت : شايد مشكلاتي كه محمود احمدي نژاد رئيس جمهور ايران با ان روبروست ، محمد خاتمي رئيس جمهور سابق ايران را وسوسه كند تا به عرصه سياست بازگردد،به ويژه ان كه انتخابات اتي مجلس درخصوص انتخاب رئيس جمهور بعدي نقش بسيار تعيين كننده اي خواهد داشت.
اين روزنامه افزود: اما اكنون اين پرسش مطرح است كه ايا خلاء موجود در ميان اصلاح طلبان و عدم حضور شخصيت هاي مطرح امكان بازگشت خاتمي را تسهيل خواهد كرد؟يا آن كه ايرانيان مرحله خاتمي را پشت سرگذاشته اند و خواستار چهره هاي جديدي هستند كه قادر به تحقق وعده هايش باشد؟محمد خاتمي از عرصه سياسي ايران به صورت كامل دور نبوده است.وي همواره در سفر است و در سمينارها و كنفرانس ها درحال سخنراني درباره سياست هاي كشورش است و همواره در رسانه هاي ايران درحال سخن گفتن است.
اما محمدرضا خاتمي رئيس جبهه مشاركت يكي از مهمترين احزاب اصلاح طلب در ايران و برادر خاتمي ديروز گفت كه محمد خاتمي مي خواهد به صورت رسمي به عرصه سياست بازگردد.وي مي خواهد رهبري اصلاح طلبان را در انتخابات اتي مجلس به دست بگيرد.
الشرق الاوسط افزود: پرسش اين است كه حتي اگر برخي اصلاح طلبان خاتمي را عامل وحدت خود به شمار بياورند ايا ايرانيان خواستار بازگشت او هستند؟يا ان كه برخي از انها به دنبال چهره جديدي از ميان اصلاح طلبان هستند كه از خاتمي كارامد تر باشد؟
الشرق الاوسط در ادامه به نقل از يك روزنامه نگار ايراني كه خواست نامش فاش نشود و همچنين يك دانشجو نوشت: ما نمي خواهيم خاتمي بازگردد زيرا او اگر مي توانست كاري كند طي هشت سال رياست جمهوري اش مي كرد ... در دوره رياست جمهوري او دستاوردهاي بسيار اندكي داشته ايم ... خاتمي خود عامل پيروزي احمدي نژاد بود زيرا مردم از اصلاح طلبان مايوس شده بودند.

به گزارش خبرنگار " خبرهاي ، " ۱۶حسن رسولي و هادي پژوهش استاندار خراسان و معاون سياسي در زمان دولت دوم خرداديها، رييس و دبير كميته استقبال از خاتمي را تشكيل دادهاند.
اين دست از فعالان سياسي با اجاره سرويس پيام كوتاه مبادرت به ارسال پيامهاي تبليغاتي روي تلفنهاي همراه شهروندان مشهدي كرده و از آنها خواستهاند كه در سخنراني خاتمي شركت كنند.
خاتمي به دعوت آيتالله واعظ طبسي توليت آستان قدس رضوي به مشهد سفر ميكند.
به گزارش خبرنگار مهر، حجت الاسلام سید محمد خاتمی، رئیس جمهور سابق در سفر دو روزه خود به مشهد، در جشن میلاد امام هشتم که چهارشنبه هفته جاری بعد از نماز مغرب و عشاء از سوی مجمع روحانیون خراسان رضوی در سالن ورزشی شهید بهشتی مشهد برگزار می شود، سخنرانی خواهد کرد.
ادامه مطلب
این سومین سفر رئیس جمهور سابق ایران به استان هاست که طی ماه های اخیر انجام می شود.
سید محمد خاتمی که پیش از این به دعوت احزاب و گروها در جمع مردم کاشان و شیراز حضور پیدا کرده بود چهارشنبه هفته جاری به دعوت مجمع روحانیون مبارز به مناسبت میلاد امام رضا در جمع مردم مشهد سخنرانی می کند.
مراسم سخنرانی خاتمی روز چهارشنبه ساعت 18 در سالن 5 هزار نفرۀ شهید بهشتی برگزار می شود.
تاسیس شعبه ای از موسسه باران در مشهد ، سخنرانی در جمع دانشجویان در دفتر مجمع روحانیون مبارز از دیگر برنامه های رییس جمهوری سابق در این سفر خواهد بود.
با توجه به نزدیکی انتخابات مجلس در امسال، این سفرها بیش از دلایل رسمی ای که برای آنها عنوان می شود، رنگ و بوی انتخاباتی دارند و از این حیث، استقبال پر شور مردمی از خاتمی می تواند به معنای بهبود وضعیت اصلاح طلبان باشد.
به گزارش خبرنگار فرارو، هرچند که هنوز موعد مجاز برای تبلیغات انتخاباتی شروع نشده اما برخی احزاب اصلاح طلب،
پوستر های استقبال که از هفته های پیش از سوی ستاد های استقبال احزاب اصلاح طلبی چون اعتماد ملی، مشارکت ومجمع روحانیون در سطح شهر پخش شده است این روزها در پشت شیشه بسیاری مغازه ها و ویترین ها به چشم می خورد.
بر روی این پوسترها به همراه عکسی از خاتمی آمده است: « مردی می سراید، خورشید در گلویش».
گفته می شود این روزها افرادی خود را آماده استقبال از خاتمی در مشهد می کنند که پیش از این به دولت وی نقد های جدی داشتند با این حال پس از آنکه نوک تیز پیکان انتقادات دولت احمدی نژاد را نشانه رفته است رییس جمهوری سابق دوباره به چهره ای محبوب نزد مردم عادی تبدیل شده است.
در حالی که خاتمی چهارشنبه ساعت 1 بامداد وارد فرودگاه شهرمشهد می شود با این حال گروه های استقبال خود را آماده می کنند تا در این ساعت از شب از وی استقبال کنند.
با توجه به فضای حاکم بر مشهد گفته می شود به دلیل احتمال استقبال قابل توجه مردم از حضور رییس جمهور سابق شورای تامین استان در نظر دارد مکان سخنرانی خاتمی در سالن 5 هزار نفری را بر اساس آنچه کمبود گنجایش خوانده شده است به مکانی بزرگتر منتقل کند.
پیش از این نیز در سفرهای دیگری که خاتمی به استانهای کشور داشت با استقبال چشمگیر مردمی روبرو شده بود.
برخی گروها و احزاب اصولگرا سفر های اخیر به شهرها و استان های کشور را در آستانه انتخابات با توجه به این که خاتمی محور اصلی ائتلاف اصلاح طلبان است سفر های انتخاباتی تعبیر کرده و به شدت نسبت به آن انتقاد داشتند.
با این حال نزدیکان خاتمی این گونه اظهار نظرها رد کرده و سفر های اخیر را در راستای پاسخ به درخواست مردم عنوان می کنند.
دعوت خاتمي از طرف هاي غربي براي حرکت در مسير غيرتنش زا در خصوص پرونده هسته يي ايران از يک سو و تاکيد بر پيگيري مداوم «روش امتناع» و پيشبرد مذاکرات منطقي با جهان از طرف ايران از سوي ديگر، جديدترين اظهارنظر رئيس جمهور سال هاي اصلاحات ايران را رقم زد. سيدمحمد خاتمي در حالي به سوالات خبرنگاران داخلي و خارجي پاسخ مي گفت که پس از سخنراني در يک همايش «ايراني - عربي» وي را احاطه کرده بودند. واضع نظريه گفت وگوي تمدن ها روز گذشته در حالي به طرح نظرات خود در حاشيه سخنراني کوتاه اما مهم خود پرداخت که موضوع حساس «گفت وگوي ميان ايران و اعراب» را به عنوان موضوع اصلي سخنراني خود برگزيده بود و خواستار گفت و گو ميان روشنفکران ايران و جهان عرب شد. خاتمي و همکارانش در موسسه تحت اداره او يعني موسسه بين المللي گفت وگوي فرهنگ ها و تمدن ها همايشي را در مرکز دايره المعارف بزرگ اسلامي برپا کرده بودند که دستور کار ويژه آن با انتخاب نام همايش مشخص شده بود؛ «نخستين همايش گفت وگوي ميان اعراب، نگاه مصري - نگاه ايراني.» رئيس جمهور اصلاح طلب سال هاي نه چندان دور ايران به عنوان سخنران افتتاحيه به بيان نظرات خود در خصوص دلايل ايجاد پل ارتباطي و کانال هاي گفت وگو ميان روشنفکران و افراد اثرگذار در سياست هاي دو کشور پرداخت. وي در عين حال در حاشيه همايش پاسخ هايي را به پرسش هاي خبرنگاران ارائه کرد که به دليل «به روز» بودن موضوعات آن بازتاب گسترده تري يافت. وي همانند گذشته همچنان بر سياست اصولي خارجي دولت اصلاحات پاي فشرد که مولفه هاي ثابتي داشت؛ تاکيد بر گفت وگو، تنش زدايي و ايجاد اراده براي حل مشکلات. يکي از اصلي ترين سوالات نيز واکنش به گزارش اخير محمد البرادعي رئيس آژانس بين المللي هسته يي بود. مديرکل ديده بان هسته يي سازمان ملل در گزارش خود اگرچه اعلام کرده که ايران به برخي سوالات آژانس در خصوص موضوع سانتريفوژهاي P1 و P2 پاسخ گفته اما کارشناسان و صاحبنظران معتقدند با عدم اعلام مختومه شدن اين مبحث راه را براي ادامه آن باز گذاشته و از سوي ديگر مجدداً بر عدم تعليق غني سازي از سوي ايران تاکيد کرده است. پاسخ هاي خاتمي به اين دليل از سوي خبرنگاران «مهم» تلقي مي شود که وي مديريت پرونده هسته يي را در يکي از حساس ترين برهه هاي زماني در مواجهه با آژانس برعهده داشته. وي ارزيابي خود را درباره گزارش اخير البرادعي اين گونه اعلام کرد؛ «گزارش به ميزاني داراي نکات مثبت هم هست که اگر بخواهند موضوع را حل کنند، امکان آن وجود داشته باشد. اما قطعاً نکات داراي ابهامي نيز وجود دارد که راه بهانه جويي براي عدم دستيابي به يک راه حل منطقي را بازمي گذارد.» رئيس جمهور سابق ايران همانند هميشه به بخشي از مساله با خوش بيني مي نگرد؛ «اميدواريم که چنين نشود و به نظر من موقعيت پرونده به گونه يي است که حل منطقي آن به سود هر دو طرف است.» خاتمي نيم نگاهي نيز به اوضاع منطقه داشت چرا که شرايط را بحراني ارزيابي مي کرد؛ «حرکت به سوي بحراني کردن شرايط، کل منطقه را با خطر مواجه کرده و مشکلات زيادي را به وجود خواهد آورد. اميدواريم عقل و منطق در همه طرف هاي قضيه وجود داشته باشد چرا که شرايط حساس و بحراني است.» خبرنگاران رسانه هاي خارجي به تلاش هاي برون مرزي خاتمي نيز واکنش نشان داده و سوالاتي را از وي پرسيدند؛ امري که اين روزها در ايران با نوعي اعمال محدوديت براي انتشار آن مواجه شده است. تلاش هاي خاتمي در زمينه حل بحران ميان فتح و حماس از جمله اين سوالات بود که پاسخي جز اعلام آمادگي دوباره خاتمي نداشت؛ «صحبت هايي با طرف هاي درگير در اين مناقشه چه با فتح و حماس و چه اتحاديه عرب و نهادهاي بين المللي صورت گرفت. اميدواريم طرفين با غلبه بر احساسات و استفاده از عقل اين امکان را فراهم آورند که تفاهمي جامع حاصل شود. البته زمينه تا حدودي براي اين امر فراهم شد و من هم به نوبه خود آمادگي دارم تا براي جلوگيري از اختلافات در صورتي که موثر باشد تلاش خود را ادامه دهم.» چهره شاخص اصلاح طلبان در عين حال اشاره يي نيز به موضوع مذاکرات سه جانبه ايران، عراق و امريکا داشت چرا که در خصوص عراق از وي سوالاتي پرسيده شد؛ «گفت وگوهاي سه جانبه امري مثبت بود که اميدواريم ادامه يابد. همه بايد کمک کنند تا به اشغال اين کشور پايان داده شود. دخالت در عراق از سوي هر طرفي که صورت بگيرد امري نادرست بوده و بايد با کمک همسايگان و قدرتمند کردن دولت مرکزي امنيت را در اين کشور فراهم کرد.» سيدمحمد خاتمي که پس از پايان دوران رياست جمهوري در نخستين انتخابات پس از آن يعني شوراهاي سوم و خبرگان چهارم با ايفاي نقشي موثر در کنار ساير چهره هاي شناخته شده اصلاح طلب سبب ائتلاف صددرصدي در اردوگاه اصلاح طلبان شد در پاسخ به سوال «اعتماد» در خصوص انتخابات مجلس هشتم در اسفند ماه سال جاري نيز با تاکيد دوباره بر عدم کانديداتوري خود در اين انتخابات به توضيح نقش خود پرداخت؛ «اميدوارم انتخابات پرشور انجام بگيرد و در اين راستا همه دوستان را تشويق مي کنم که با نامزدي در اين انتخابات سبب روي کار آمدن يک مجلس قوي و صاحب تدبير شوند.» خاتمي پيش از آغاز رسمي مراسم درحالي به ساختمان زيباي مرکز دايره المعارف بزرگ اسلامي گام نهاد که جمعي از وزرا، معاونان و ياران وي در دولت اصلاحات را در کنار خود مي ديد.محمدرضا عارف، کمال خرازي، صادق خرازي، محمدرضا خاتمي، مصطفي تاج زاده، محسن آرمين، محسن امين زاده، الهه کولايي، فخرالسادات محتشمي پور، عبدالواحد موسوي لاري، محمدعلي ابطحي، مصطفي معين، محمد مجتهدشبستري، سيدمحمد صدر، مرتضي حاجي، حسن يوسفي اشکوري از جمله افرادي بودند که برخي از آنان از در ورودي تا سالن همايش نيز وي را همراهي کردند. جلسه با مديريت ابتدايي و سخنان کوتاه احمد بورقاني، هادي خانيکي و ناديا مصطفي از مصر آغاز شد و پس از آن با حضور خاتمي در محل مورد نظر و تشکر وي از آيت الله سيدمحمد موسوي بجنوردي چهره ماندگار، از فقهاي نوانديش و رياست مرکز دايره المعارف بزرگ اسلامي، استادان مصري و عموم حضار سخنان رئيس جمهور سابق ايران آغاز شد؛ «خدا را سپاسگزارم که گام اول در تحقق آرزوي ديرينه مان محکم برداشته شد و دوستان عزيز و متفکر ما از مصر پذيرفتند که با دوستان ايراني سلسله مباحثي را آغاز و دنبال کنند که اميدواريم به تدريج کل جهان و منطقه را نيز در بر گيرد.به لحاظ جغرافيايي ايران و مصر دو قطعه از زمين هستند که هزاران کيلومتر با هم فاصله دارند. ولي به لحاظ نقش در تمدن بشري، دو همسايه ديوار به ديوار به شمار مي روند، همچنين در مسير سرنوشت تاريخي خود دو همراه، همسايه و هم انديش بوده اند.»اشاره به تمدن کهن و قديمي ايران و مصر و نقش اسلام در اين دو کشور نيز از نظر خاتمي دور نماند؛ «ملت ها و اقوامي که داراي تمدن جهاني يا تاثيرگذار در سرنوشت بشر بوده اند تعداد بسيار کمي هستند و ايران و مصر در اين ميان صاحب ديرينه ترين تمدن ها بوده و اين نکته نشانه ظرفيت فوق العاده بزرگ اين دو ملت و جايگاهي است که در عرصه تاريخ بشري دارند. اين پيوند با اسلام عزيز مستحکم تر شد. اسلام در روح ايراني و مصري ظرفيتي را يافت که مي تواند بر بستر آن در تاريخ بشر جاري شود.» خاتمي در عين حال از وجود عاطفه اسلامي و محبت و عشق به اهل بيت در ايران و مصر به عنوان يکي ديگر از عوامل مشترک ميان دو کشور ياد کرد. رئيس جمهور سابق ايران به دوران سلطه شاهنشاهي در دو کشور نيز نگاهي گذرا داشت و خواسته هاي مردم دو کشور را اين گونه برشمرد؛ «دو ملت از اينکه در تاريخ دچار عقب ماندگي شده اند رنج برده اند. نه تنها در ميان روشنفکران که اگر به عمق وجدان عادي ترين افراد مراجعه کنيد به وضوح خواهان استقلال، آزادي و پيشرفت بوده اند و آنچه حرکت اصلاح ديني نام مي گيرد اين است که ملت هاي ما از زبان متفکران نوانديش خود خواسته هاي خود را اعلام کرده اند.»
وي از اصلاحات به عنوان اصيل ترين حرکت اين دو جامعه نام برده و در عين حال به نقاط ضعف و قدرت آن نيز اشاره کرد؛ «اگرچه ابعاد نظري اصلاحات و برنامه هاي آن در تبديل به عمل دچار ابهامات و کمبودهايي است اما اصرار مي کنم که متفکران تلاش کنند جرياني که «اصلاحات» نام گرفته و داراي سابقه يکصدساله در جوامع ما است به نتيجه لازم برسد.» رئيس جمهور سابق ايران در بيان اشتراکات دو کشور به مشابهت زماني ملي شدن صنعت نفت و کانال سوئز، درک خطر صهيونيسم بين المللي و مبارزه آشتي ناپذير با آن و تقريب مذاهب با همت آيت الله بروجردي و شيخ شلتوت اشاره و خواستار عدم غفلت از خطر اختلافات فرقه يي و ديني که اخيراً نيز به آن دامن زده مي شود، شد. خاتمي فراز پاياني سخنان خود را به بيان مولفه هاي توسعه اختصاص داد؛ «هر دو کشور در عمل نيازمند توسعه سياسي، اقتصادي و علمي هستند. در دنياي امروز اگر بخواهيم بمانيم بايد پيشرفت کنيم و براي تامين منافع خود نيز راهي جز پذيرش دموکراسي و مردم سالاري به عنوان مناسب ترين شيوه نظم اجتماعي نيست. در عرصه اقتصادي نيازمند تلاش و برنامه ريزي سنگيني هستيم. نبايد از دو تيغه برنده خطرناک اسلام ترسي از يک سو و اسلام متحجر ظاهرپرست از سوي ديگر غفلت شود. افراط گرايان از شرق و غرب خطرات زيادي را ايجاد کرده اند و وظيفه روشنفکران ديني ارائه گفتمان منطقي از اسلام است که با خرد سر سازگاري دارد.» هادي خانيکي دبير اولين همايش «گفت وگوي ايران و عرب؛ نگاه مصري، نگاه ايراني» نيز در ابتداي اين همايش اظهار داشت؛ اين همايش داراي 5 نشست تخصصي و ارائه مقالات متعدد از سوي کارشناسان دو کشور ايران و مصر است که اين نشست ها به ترتيب درباره رويکردهاي سياسي، فرهنگي، منطقه يي، تجارب اصلاحات ميان موازنه هاي داخلي و فشارهاي خارجي، دخالت خارجي، اهداف، ابزارها و راه هاي رويارويي در نگرش مصري و ايراني، خاورميانه، شکاف هاي تاثيرگذار و اسرائيل در نگرش ايراني و مصري و اروپا و آسيا در راهبردهاي مصري و ايراني خواهد بود.

آقاي خاتمي من خيلي دوست داشتم يك روز براي شما نامه بنويسم و در نامهام به شما بگويم كه شما را خيلي دوست دارم. كاش شما پدربزرگ من بوديد و مادرم، پدر خوبي مثل شما داشت و با شما درد دل ميكرد و راز دلش را به شما ميگفت تا شما به او كمك ميكرديد. دوست داشتم مادرم پدر خوبي مثل شما داشت و روز پدر را به شما تبريك ميگفت و شما روز معلم را به او تبريك ميگفتيد. چون مادرم هم روز مادر و هم روز پدر گريه ميكند و روز معلم هم گريه ميكند؛ چون روز مادر و روز پدر، نه مادر دارد و نه پدر كه به آنها زنگ بزند و روزشان را تبريك بگويد و روز معلم كسي را ندارد كه به مادرم اين روز را تبريك بگويد. گريههاي مادرم من را رنج ميدهد.
وقتي در مجله بچهها...گلآقا خواندم كه ميتوانم به شما نامه بنويسم خيلي خوشحال شدم و اين نامه را براي شما نوشتم. اميدوارم كه اين نامه به دست شما برسد و شما را ناراحت نكند.
خداحافظ

وي با بيان اين مطلب افزود: عدم تحقق شعارها و يا غلبه جنگ رواني باعث تضعيف اميد جواناني شد كه به انقلاب دل بسته بودند و نگاهها معطوف به ضعفهايي گرديد كه وجود داشتند يا به غلط القا ميشد كه وجود دارد؛ در اين وضعيت جامعه دچار مشكلات زيادي ميشود كه در جامعه به دو شكل "افراط گرايي" و "پوچ گرايي" ظهور مييابد. اين مسأله، بحراني است كه كل عالم با آن مواجه است و به خصوص در كشورهايي مانند ايران كه از گذشته خود كنده شده و در ترسيم آينده خود دچار مشكل است.
رئيس بنياد باران در تبيين اين مساله گفت: جوان كه دنبال هويت است، در اين موقعيت يا شكسته ميشود و به پوچي(نيهيليسم) دچار ميشود و يا براي دفاع از خود به سوي افراط گرايي ميرود. در جوامع گوناگون از جمله ايران و كشورهاي جهان سوم نيز اين دو عامل را ميتوان مشاهده كرد كه البته علل گوناگوني دارد اما علل مشتركي را نيز ميتوان در ميان آنها يافت.
سيد محمد خاتمي افزود: در دو دهه گذشته در ايران و كشورهاي خاورميانه با رشد افراط گرايي و از هم پاشيدگي هويتي روبرو بوديم كه جاي نگراني دارد.
رئيس بنياد باران با بيان اينكه سالهاي پيروزي انقلاب اسلامي، جنگ تحميلي و دوران پس از دوم خرداد 76 را سه دورهاي دانست كه در جامعه و به خصوص جوانان تحول مثبتي رخ داد، اظهار داشت: انقلاب اسلامي جوانان را به سوي خود جذب كرد و احساس شور و نشاط و زندگي را در آنان ايجاد نمود. با وجود آنكه جنگ در همه جوامع آسيبهاي رواني و مشكلات زيادي را به همراه ميآورد اما همان شور و نشاط دوران انقلاب در جوانان به گونهاي پررنگتر استمرار يافت و جوان احساس كرد كه علاوه بر آنكه نقشي را ايفا ميكند، بلكه جامعه نيز به حضور و فداكاري او نيازمند است كه اين احساس در او نشاط بوجود ميآورد.
سيد محمد خاتمي افزود: در جوامع مختلف مردم پس از جنگها دچار مشكلات شديد رواني ميشوند، در حالي كه ايران پس از جنگ تحميلي با اين مشكل مواجه نبود. هزاران تن 10 سال در اسارت به سر بردند و با روحيهاي قوي به كشور بازگشتند. صدها هزار بسيجي و نيروي جوان در جبههها حضور يافته بودند كه شمار زيادي از آنها به شهادت رسيده و يا جانباز شدند ولي روحيه اميد شگفت انگيز بود كه در اين زمينه نميتوان نقش و تاثير حضرت امام خميني (ره) را ناديده گرفت.
خاتمي همچنين با اشاره به دوران پس از دوم خرداد گفت: شرايط سالهاي پس از جنگ و سازندگي به گونهاي بود كه در آن هنگام جوانان به اميد و نشاط نياز داشتند و به اين نياز پاسخ مثبت داده شد.
رئيس جمهور سابق كشورمان در ادامه افزود: بر اساس پژوهشهاي انجام شده، در دوران اصلاحات فساد و ولنگاري در جامعه كمتر شد و عليرغم آنكه شايد تظاهر به اسلامگرايي در ميان جوانان خيلي پر رنگ نبود اما اصل ايمان، سلامت نفساني و دوري از فساد اخلاقي و ولنگاري كاملا قابل ملاحظه بود. پرسش جدي اين است كه آيا امروز عليرغم شعارها، فساد در جامعه بيشتر شده است يا كمتر؟ همچنين اگر خداي نكرده جوانان از نظام رويگردان شده از مسائل مهمي است كه اگر به آن توجه نشود، كشور با مشكلات زيادي روبرو ميشود.
خاتمي در ادامه اين ديدار گفت: در وراي ظواهر اگر معيارهاي ارزشي و اخلاقي كمرنگ شود و نااميدي و بدبيني در ميان جوانان بروز پيدا كند بايد نگراني جدي داشت، اگر ببينيم كه رغبت زيادي به انجام فعاليتهاي سياسي و اجتماعي وجود ندارد، بايد به فكر چاره اساسي بيفتيم.
سيد محمد خاتمي افزود: با كمال تاسف شاهد ظهور جريانهاي بسيار تندرو هستيم كه در جهت به اصطلاح اسلامي آن جز خشونت و تخريب چيز ديگري را نميشناسند و در جهت ديگر اين گروهها و جريانها فقط به براندازي فكر ميكنند.
رئيس بنياد باران گفت: علاوه بر مسائل سياسي، جوانان در معرض مشكلات اجتماعي نيز قرار گرفتهاند. جوانان اشتغال، اميد به زندگي، امنيت براي زندگي آرام و ... ميخواهند و ايجاد اشتغال و امنيت نيازمند برنامه ريزي و سرمايه گذاريهاي اساسي است؛ به خصوص با درآمد بالايي كه از فروش نفت داريم انتظار چنين اقدامي بيشتر و فرصت بسيار مناسبي پديد آمده است، اگر اين فرصت از دست برود با خسارات غير قابل جبران مواجه ميشويم، امروز اگر چنين برنامههايي جدي گرفته شود به خصوص با فشارها و تحريمهاي بين المللي و عدم تامين نيازهاي بنيادي جامعه و به خصوص جوانان طبيعي است كه نگرانيهاي بحق در جامعه تشديد خواهد شد.
خاتمي تاكيد كرد: بايد شعارها، با توجه به واقعيتها، امكانات و طرحها باشد و با تكيه بر امكانات كم نيز بايد جوانان را در فعاليتهاي گوناگون جذب كرد تا دچار نيهيليسم، لااباليگري و ديگر مشكلات موجود نشوند كه در اين زمينه دولت ميتواند نقش مهمي را ايفا كند. اگر واقعا ميخواهيم در اين نظام حاضر باشيم، عليرغم وجود موانع بايد در همه صحنهها و به خصوص انتخابات فعالانه شركت كرد. ضمن آنكه با اتخاذ راهكارهايي، ميتوان اين موانع را برطرف يا كم اثرتر كرد و وضع مناسبتري را پديد آورد.
رئيس جمهوري سابق كشورمان در اين ديدار همچنين گفت: بايد به برنامههاي جوانان در دوره اصلاحات نگاه كرد و آنها را جمع بندي نمود تا نقاط ضعف و نيز زمينه فعاليتها مشخصص گردد.
وي توصيه كرد تا قبل از پايان سال يك كارگروه توسط صاحبنظران تشكيل شود و در زمينههاي تخصصي گوناگون جوانان بحث صورت گيرد.
همچنين در اين ديدار پيش از سخنان سيدمحمد خاتمي رحيم عبادي رئيس سازمان ملي جوانان تاكيد كرد: 8 سال دوران اصلاحات منشاء تحولاتي بود كه برخي از دستاوردها در آن زمان ملموس و برخي نيز در آينده چشمگير خواهد بود.
وي با اشاره به نگاه خاتمي به جوانان به عنوان سرمايهاي اجتماعي گفت: گرچه همه برنامهها محقق نشد اما حسن اين نگاه، تحول در ساختارها و نگرشها و نيز رفتار و عمل بود كه سرمايهاي جاوداني براي كشور است. در آن دوره كار دولت در جهت برنامه ريزي امور جوانان، توانمندسازي و بسترسازي براي فعاليتهاي آنان بود. اين سياستها باعث شد تا جوانان به سمت فعاليتهاي توسعهاي در قالب تشكلهاي غيردولتي، كارآفريني و ... بروند.
رئيس سابق سازمان ملي جوانان افزود: گرچه برخي كوتاهيها، سرخوردگيهايي را نيز به دنبال داشت، اما اعتماد جوانان به دولت باعث شد تا آنان خود را توانمند ببينند.
وي با اشاره به وضعيت فعلي حوزه جوانان تصريح كرد: با توجه به كمبود كمي و كيفي، اين نگراني وجود دارد كه جوانان كمتر به عنوان فرصت ديده شوند و به ديده تهديد به آنان نگريسته شود و در نتيجه منزوي شده و حتي مقابل كل جامعه قرار گيرند. همچنين محول كردن مسئوليت به جوانان نيز كمرنگ شده است.
عبادي در پايان اظهارات خود تاكيد كرد: امروز فراموش شده ترين قشر جامعه جوانان هستند. اگر هم ادعايي وجود دارد بر سر قيموميت بر جوانان است.
در اين ديدار همچنين تعدادي از مسئولان سابق سازمان ملي جوانان به بيان ديدگاهها و نظرات خود پرداختند
امیدوارم این اخبار نادرست باشد. بعضی منابع از اقامت بلند مدت خاتمی در خارج از کشور صحبت می کنند. آیا فشارها اینقدر زیاد شده که خاتمی ناگزیر از خروج شده است؟ صحت وسقم این خبر زمانی دارای ارزش می شود که در آخرین نرد بازی دیپلماتیک گزینه رو یارویی شانس بیشتری یافته است.فضای رادیکال غلبه دارد و هر اشباهی به جنگی فرسایشی منجر خواهد شد.
رفتن خاتمی یعنی یاس کامل از میانه روی و اصلاح امور و یکسره کردن تصمیم گیری به دست افراطیون و برچیدن ایده ترمیم حاکمیت در ایران.
آنچنان کابوس بزرگی پشت این خبر غیر مستند وجود دارد که فی البداهه باید آن را تکذیب کرد. اما رفتارشناسی دولت نهم همه چیز ـحتی این اخبار دور از ذهن ـ را امکان وقوع می دهد.
بوالعجب در فضایی که مهاجرانی به کشور بازمی گردد تا سهم راست لیبرال از انتخابات مجلس فزونی یابد٬ این خبر قرینه چه حکمتی در خود دارد؟
بازگشت بی نظیر بوتو و تحمیل شکست بر نظامیان مستقر در پاکستان ٬ می تواند تخیل منابع ناشناس را برای درست کردن خبر خروج خاتمی از ایران تقویت کرده باشد. اما در صورت صدق این خبر ٬واقعا باید نفس ها را بلند تر کشید
آقای خاتمی اکنون باید به سفرهای خارجی خودت ادامه بدهی ! حرف های شما در خارج از کشور تو دهنی بیشتری به بعضی از افراد در داخل کشور است!سفرهای داخلی را هم نباید ادامه بدهید زیرا تا موقعی که آقای کروبی میخواهد یک تنه جلو برود و در دقیقه نود همه چیز را به هم میریزدمثل قرار ندادن اسم آیت الله تو سلی در انتخابات خبرگان پس چرا میخواهید اعتبار و نام خود را برای کسانی بگذارید که همه چیز را خراب میکنند تازه این آقایان خود را رهبر اصلاح طلبان بدانند و فقط بخاطر همین که همه شما را قبول دارند احساس حسادت کنند!آقای خاتمی شما باید بدون توجه به تخریب های داخلی به سفرهای خارجی خود ادامه بدهید وکمی شجاعت را چاشنی کار خود قرار دهید
امروز به نمایشگاه مطبوعات رفتم .استقبال اهالی مطبوعه خوان تقریبا خوب بود و نمایانگر این واقعیت بود با وجود اینترنت و رسانه های موازی ،نشریات و رسانه های نوشتاری هنوز خوانندگان خود را حفظ کرده اند و بصورت جدی از جانب رقیب مورد تهدید نیستند .
یک نکته جالب در این نمایشگاه وجود نشریات و مجلاتی بود که شما آنها را در دکه های روزنامه فروشی رویت نمی کنی و این نشریات تیراژمحدودی داشته ودر سطح محدودی توزیع می شوند .
جای نشریات مورد علاقه ام مانند روانشناسی جامعه و نقد نو را که دیرزمانی است منتشر نمی شوند خالی دیدم .
نکته جالب نمایشگاه صحبت های آقای الیاس حضرتی مدیرمسئول روزنامه اعتماد در جمع بخشی از بازدیدکنندگان غرفه این روزنامه بود .ایشان درحالیکه تسبیح سفیدرنگی را در دست می چرخاند رو به بازدیدکنندگان می فرمود :
برخی از دوستان ما بر این اعتقادند که آقای خاتمی باید در انتخابات مجلس شرکت کنند . میدانید اگر آقای خاتمی قبول کنند یک رای تاریخی ! و وحشتناکی در تهران می آورند . به سختی توانستم جلوی خنده خود را بگیرم ،این بود که بسرعت از جلوی غرفه روزنامه اعتماد عبور نموده و به سراغ بقیه قضایا رفتم .
البته ما بخیل نیستیم . ایران کشور تحولات غیرقابل پیش بینی است و شاید هم آقای خاتمی رای بیاورند و آن دسته از سیاسیون ما که دستشان از قدرت کوتاه مانده است باردیگر به نان و نوایی !برسند . برای ما هم فرقی نمی کند .دیگر نه آفتاب از این که هست گرمتر خواهد شد و نه شب از این سیاه تر .
ولی نمی دانم چرا این شعر فولکوریک به ذهنمان آمد که :
بابا صنار بده آش
برو به همین خیال باش .
دست خودمان نیست که ،قضیه قصه تداعی معانی و جولان آن در ذهن است و نه چیز دیگر .
وامابعد
یکی دو روز است که مجله وزین "تپش " را خریده ام و درآن مطلب قابل تعمق و تفکربرانگیزی دیدم که حیف ام آمد شما را از آن بی نصیب بگذارم . به امید اینکه سیاسیون ما در کنار دغدغه رسیدن به قدرت کمی هم دغدغه مملکت داری و مردم داری داشته باشند که بقول دیالوگی از سریال "میوه ممنوعه " مملکت بی محبت ،جمعیت است .
آنچه در مجله تپش آمده است یکی از نامه های امیرکبیر خطاب به ناصرالدین شاه است .
امیرکبیر خطاب به وی نوشته است :
قربانت شوم
الساعه که در ایوان منزل با همشیره همایونی به شکستن لبه نان مشغولم خبررسید که شاهزاده موثق الوله حاکم قم را که به جرم رشاء و ارتشاء معزول کرده بودم به توصیه عمه خود ابقاء فرموده و سخن هزل بر زبان رانده اید .فرستادم اورا تحت الحفظ به تهران بیاورند تا اعلیحضرت بدانند که اداره امور مملکت با توصیه عمه و خاله نمی شود .
اما ديگر برادر كوچكتر با همه گرفتاري هاي سياسي فرهنگي اش،هيچگاه از مريض هايش غافل نشده،ويزيت مريض ها و حاضر شدن در كلاس هاي درس دانشگاه را هيچ گاه فراموش نميكند.دكتر سيد محمد رضا خاتمي،همواره در عرصه هاي مختلف سياسي فرهنگي حضور داشته است.انقلاب،تسخير لانه جاسوسي،جبهه و جنگ از وقايعي است كه سيد رضاي خاتمي در آنها حضور بررنگ داشته.ورود او به دانشگاه در رشته بزشكي با انقلاب و جنگ همراه بوده و وقفه اي در تحصيلاتش ايجاد مي كند،اما بلافاصله بعد از بازگشت از جبهه فعاليت علمي اش را در كنار دغدغه هاي سياسي اش آغاز مي كند و فوق تخصصش را مي گيرد.كسب بالاترين رأي مردم تهران در مجلس ششم و انتخاب او به عنوان نايب رييس مجلس،نشان فعاليت هاي سياسي اش بوده است.اما تجربه علمي اش هم باعث مي شود در دولت برادر،وزير بهداشت وقت او را به عنوان معاون دارويي و درمان وزارت بهداشت انتخاب كند.به همه اينها دبير كل حزب مشاركت را هم اضافه كنيد.او ترجيح داد از دبير كلي حزب مشاركت هم كنار برود و تنها به عنوان يك عضو در دفتر سياسي حزب مشاركت فعاليت كند.او مدير مسؤل نشريه آيين است.محمد رضا خاتمي هم انگار مثل برادرهايش ترجيح ميدهد اين روزها تنها سرگرم فعاليت هاي فرهنگي باشد.
انگار همین دیروز بود. محمد خاتمی، مردی با بیست و دو میلیون رای در کوله و هزاران هزاران امید در برابر، با دانشجویان سخن می گفت. دانشگاه یک پارچه شور بود و امید. هر چه خاتمی می گفت، می بلعیدند بچه ها. سوت، کف، شادی و همه چیزهایی که گویی می رفت تا ازخاطره انسانی ما حذف شود، به زور. و یک آن خاتمی، خطاب به جوانان گفت: بیاید دست هایمان را بلند و دعا کنیم. بچه ها ، گوش شدند یک جا. دستانی که به هم کوبیده می شد، به شادی، آرام به کنار هم لغزید ، و در فضایی سخت ملکوتی، هزاران دست، به دعا به سوی آسمان خدا گشوده شد. صدای بال زدن فرشتگان را می شنیدیم، در دانشگاه.
و باز همین دیروز بود. محمد خاتمی، در دانشگاه سخن می گفت.شاید همان حرف ها را. حرف هایی که اما تکرار، جانشان گرفته بود. این بار دستی در کار نبود که به سوی خدا برود. تنها صدا بود. بچه ها هو می کردند، اعتراض می کردند، فریاد می زدند، و کسانی آن سوتر بچه ها را نه از سر مهر، که به کین می نواختند. صدای شکستن خاتمی را می شنیدیم در دانشگاه.
هم با اولی گریستیم، هم با دومی. گریه اول به امید آمیخته بود، و گریه دوم، بر مزارامید. چه تفاوت دردناکی. و این هشت سال، همه، بدینسان گذشت.
سال 76. سال انقلاب مخملین. زن و مرد و پیر و جوان. همه می خواستند رای بدهند. در اتاق مادر، 16 پوستر خاتمی از در و دیوار آویزان بود. اول بار بود که "می خواست" رای بدهد. رای دادن های پیشین اش، به اصرار ما بود. مهر سیدخندان بر دلش افتاده بود.اما دایی پیر، رای نمی داد. و استدلالش اینکه:" آخوند، آخوند است. این بنده خدا هم، مگر نمی گویید خوب است، اما آخوند است. آخوندها گوشت هم را می خورند، استخوان هم را دور نمی ریزند. او آمده است برای حفظ رژیم. ساده اید شما" جواب های ما هم انگار نخ نما شده بود. خیلی که می گفتیم، او سکوت می کرد و می گفت: خواهیم دید.
خاتمی آمد. ما بال گرفتیم. گفتیم، شنیدیم. روزنامه خریدیم. یکی دو تا که نبود. و ماموران کمیته که ریختند به خانه همسایه، سینه سپر کردیم و گفتیم: کارت شناسایی. حکم. همسایه با آرنج می زد به پهلوی ما که : این قلنبه سلنبه ها چیست. و ما از حق سخن می گفتیم، از قانون. حتی می خواستیم به پلیس 110 تلفن بزنیم که مانع مزاحمت آن لباس شخصی ها بشوند. همسایه ما را دور کرد، و خودش یک جوری با آنها کنار آمد. بعدها گفت: شما هم باورتان شد بعضی حرف ها را!
ما باورمان شده بود. چشم هم داشتیم ، می دیدیم. همه از قانون گرایی سخن می گفتند. در ادارات، رفتارها انسانی شده بود. در دانشگاه ها، شاگرد و معلم، عرصه های گسترده تری از تفکر نو را در می نوردیدند. جامعه زنده شده بود، جان گرفته بود ، حتی وزارت اطلاعات حکومت، از خود انتقاد می کرد ، نویسندگان، اگرچه هنوز با احتیاط بدین سو و آن سو می رفتند، اما قفل های خانه شان را باز کرده بودند. هنرمندان، اگرچه می ترسیدند که مبادا زیاد بگویند و تند، اما سگ کشی راه انداخته بودند، و جوانان آفتاب، فریدون مشیری را گرامی می داشتند،.. . ما دیگر به دایی جان کاری نداشتیم. او هم به ما کاری نداشت، سرش گرم روزنامه خوانی بود.
جهان از ما سخن می گفت. ما از گفت و گوی تمدن ها می گفتیم، و مهم ترین دعوا اینکه چه کسی اول بحث گفت و گوی تمدن هارا مطرح کرد. ما شانه بالا می انداختیم: چه اهمیتی داشت که چه کسی اول گفته، مهم این بود که داشتیم تار گفت و گو را می بافتیم. درست همان روز. از جامعه مدنی سخن می گفتیم. و رئیس جمهور، از پنجره ای که به همت مردم گشوده شده بود، انوار آفتاب را به پستوهایی میهمان می کرد، که آزادی در آنها پنهان شده بود. کلام به دهان هایی راه می یافت که پیش از آن بوییده شده بودند، به گفتن آزادی. روزهای خوشی بود. ما خاتمی را دوست داشتیم. باورش کرده بودیم.
بهار، اما عمر کوتاهی داشت. کوی دانشگاه، سکوت رئیس جمهور،بستن روزنامه ها، سکوت رئیس جمهور. دستگیری ها، سکوت رئیس جمهور. قانون شکنی ها، سکوت رئیس جمهور .بی پناهی ها، سکوت رئیس جمهور. پیش آمدن "آنها"، پس رفتن رئیس جمهور. و عاقبت: دیگر نمی شناختیم آن سید خندان را. و حالا دایی جان که چند سالی هم پیرتر شده بود و روزنامه ای هم نداشت برای خواندن، به حرف آمده بود دوباره، اما معلوم بود دلش سوخته به حال ما. به نرمی می گفت: این بنده خدا، آخوند است. توقع شما زیاد بود. او در نقطه آخر، انتخابی ندارد، جز حکومت. از آن بیشتر بخواهد، باید کس دیگر باشد. نیست.
ما هم هنوز چیزهایی می گفتیم. از نهادینه شدن برخی مفاهیم. از تعمیق مبارزه اجتماعی. از بالا رفتن سطح آگاهی سیاسی. از به روآمدن تناقضات تاریخی. از گفتمان نو. از صبوری و از"تساهل"یک رئیس دولت ـ تازه بود در تاریخ ما ـ که می خواست حق و مسئولیت را در برابر هم بنهاد، از...
اما باز پستوهایمان را می ساختیم. باز، دهان را زندان آزادی می کردیم. دیگر از جوانان کم سن و تسبیح به دست که شب ها، سر به درون خانه ها و ماشین هامان می کشیدند، نه کارت می خواستیم، نه حکم. به احضارهای تلفنی، تن می دادیم، در برابر قاضی نمای شهر، خون دل می خوردیم، و دیگر نمی گفتیم: چرا؟ خیلی که می گفتیم، جواب مان داغ بود و درفش. باز باید "اعتراف" می کردیم...
و تیر خلاص، انتخابات بود. رئیس جمهور ما که بلبل شهر بود، دچار لکنت شده بود. به"تقلب" می گفت"بداخلاقی". آنکه پنجره ها را گشوده بود، به دست و دلبازی، آنکه گفته بود عدالت هم بدون آزادی، عدالت نیست، آنکه می دانست شهر پر از زندان است، و می دانست که گنجی ، ذره ذره می میرد، حالا می گفت: خود این آقا! باید آزادی مشروط بخواهد. دیگر لبخندهایش، رنگ لبخند نداشت. دیگر کلامش، عین رهایی نبود. دیگر یکی بود از آنها. دیگر رئیس جمهور ما نبود. دیگر از ما نبود. دایی پیر، روز انتخابات درگذشت
به گزارش خبرنگار سرویس سیاسی سایت خبری ایران(www.IranNewsAgency.com)، وي در همايش مسئولان روابط عمومي هاي استان فارس با ياد آوري مسئوليتش در دوران رياست جمهوري سيد محمد خاتمي گفته است:آن زمان هنگام افتتاح طرح ها به ما مي گفتند از عنوان حجت الاسلام والمسلمين استفاده نکنيد، بگوييد دکتر خاتمي. شايد از لفظ حجت الاسلام والمسلمين ابا داشتند.
اما در سفر اخير ايشان به شيراز ديديم که سفردر روز ميلاد حضرت زهرا (س) انجام شد، محل سخنراني مسجد بنام حضرت زهرا (س) بود، زمان سخنراني بعد از نماز مغرب و عشا بود، عنوان پوستر تبليغاتي اين سفر با عنوان " ميلاد فاطمه (س) با فرزند فاطمه بود"، عکس روزنامه ها در کنار ضريح امام زادگان بود، برنامه سفر ملاقات با علما و روحانيون بود، همه اينها نشانگر توجه به معنويت و ارزشها در سفر به شيراز بود.
مريم خاتمي فرزند آن مرحوم در يادنامه حضرت آيت الله خاتمي،شرايط سنتي استان يزد و شهرستان اردكان را در آن زمان توصيف مي كند و درباره روشنفكري بدرش مي نويسد:(دروغ،تهمت وغيبت در خانه ما ممنوع بود.اما خواندن هر نوع كتابي آزاد بود.)
خاتمي زماني كه به عنوان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در كابينه مهندس مير حسين موسوي معرفي شد،جز عنوان نماينده مجلس شهرت فراگير ديگري نداشت. بعد از به بايان رساندن تحصيلات حوزوي تا بالاترين درجه(معادل دكتري)رياست مركز اسلامي هامبورگ را به عهده گرفت.اما جدي ترين تجربه سياسي اش در عرصه كشور از حدود يك سال بعد از بيروزي انقلاب اسلامي آغاز شد و به عنوان نماينده مردم اردكان و ميبد به مجلس شوراي اسلامي راه يافت.خاتمي اما هيچ گاه از فغاليت هاي فرهنگي غافل نشد و سال 1360 سربرستي مؤسسه مطبوعاتي كيهان را به فرمان امام خميني(ره)بر عهدهگرفت.يك سال بعد با روي كار آمدن دولت مهندس موسوي به عنوان وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي معرفي شود و هشت سال وزارت،چهره اش را تنها براي اهالي فرهنگ و هنر آشنا سازد.سال 1368با روي كار آمدن دولت هاشمي هم جزو وزرايي بود كه از كابينهقبل باقي ماند،اما مدتي بعد ترجيح داد استعفا بدهد.با اين حال باز هم فعاليت هاي فرهنگي اش را ادامه داد و به عنوان مشاور رييس جمهور و رييس كتابخانه ملي انتخاب شد و در كنار تدريس فلسفه و انديشه سياسي را در دانشكده هاآغاز كرد.
اين روزها تصميم دارد،خانه قديمي بدرشان را به يك بايگاه فرهنگي تبديل كند.اسمش را هم بگذارد خانه فرهنگ خاتمي.







